فوک خزری (Caspian Seal) تنها پستاندار دریای خزر و یکی از گونههای منحصربهفرد جانوری این پهنه آبی است. این حیوان که با نام علمی Pusa caspica شناخته میشود، هزاران سال است در اکوسیستم دریای خزر زندگی میکند و به دلیل محدودبودن زیستگاهش به این دریا، از نظر زیستشناسی اهمیت ویژهای دارد.
اقتصاد۲۴- «لاشه ۲۰ قلاده فوک خزری در سواحل دریای خزر پیدا شد»؛ «موج مرگ فوکهای خزری ادامه دارد»؛ «تعداد فوکهای خزری از بین رفته در سواحل شمال ایران به ۴۵ قلاده رسید»؛ «پشت پرده مرگ فوکهای خزری چیست؟»؛ «دلایل مرگ فوک خزری در انزلی مشخص شد». حالا دیگر خبر مرگ فوکهای خزری نه یک اتفاق ناگهانی، که به رویهای تلخ در حاشیه دریای خزر بدل شده است. تنها پستاندارد بزرگترین دریاچه جهان، بدن بیجانش به ساحل میرسد و مؤسسات مربوطه، عدد و ارقام مربوط به این مرگها را ثبت میکنند. اما با وجود گذشت چندین سال از شروع این مرگهای پرتکرار، دلیل قطعی آن روشن نشده است.
اگرچه مرگ فوکهای خزری را نمیتوان به یک عامل واحد نسبت داد، تصویر کلی بیشتر شبیه انباشت چندین بحران است: تغییرات اقلیمی، کاهش سطح آب دریا، آلودگیهای نفتی و صنعتی، صید بیرویه، تلفات ناشی از فعالیتهای انسانی و احتمال بروز بیماریها. به همین دلیل بسیاری از متخصصان معتقدند هر لاشهای که به ساحل میرسد، فقط یک حیوان مرده نیست؛ نشانهای است از فشاری که سالهاست بر اکوسیستم دریای خزر وارد میشود و اکنون در آسیبپذیرترین گونه آن خود را نشان داده است.
فوکهای خزری؛ هویت طبیعی ایران ساحلی
فوک خزری (Caspian Seal) تنها پستاندار دریای خزر و یکی از گونههای منحصربهفرد جانوری این پهنه آبی است. این حیوان که با نام علمی Pusa caspica شناخته میشود، هزاران سال است در اکوسیستم دریای خزر زندگی میکند و به دلیل محدودبودن زیستگاهش به این دریا، از نظر زیستشناسی اهمیت ویژهای دارد. فوک خزری در فهرست گونههای در معرض خطر انقراض قرار دارد و حالا کاهش شدید جمعیت آن در دهههای اخیر نگرانی بسیاری از پژوهشگران و فعالان محیط زیست را برانگیخته است. پیشتر از آن، اما باید توضیح داد دریای خزر به عنوان بزرگترین دریاچه جهان، یک اکوسیستم بسته و حساس محسوب میشود که هرگونه تغییر در آن میتواند بر تمام اجزای زنجیره غذایی اثر بگذارد. در این گستره بااهمیت، فوک خزری در رأس هرم غذایی این اکوسیستم قرار دارد و در نتیجه نقش مهمی در حفظ تعادل جمعیت ماهیان و سایر آبزیان ایفا میکند. غذای اصلی این پستاندار را ماهیان کوچک، کیلکا و برخی سختپوستان تشکیل میدهند. به همین دلیل وضعیت سلامت و جمعیت فوکها میتواند شاخصی از سلامت کلی دریای خزر باشد.
اما اهمیت فوک خزری فقط به نقش اکولوژیک آن محدود نمیشود. این گونه بخشی از هویت طبیعی و میراث زیستی کشورهای ساحلی خزر از جمله ایران، آذربایجان، روسیه، قزاقستان و ترکمنستان به شمار میرود. حضور فوکها نشاندهنده پویایی و سلامت محیط زیست دریایی است و از این منظر، بقای آنها با آینده اقتصادی و اجتماعی جوامع ساحلی نیز ارتباط دارد. همچنین، زندگی مردم سواحل خزر به شکل مستقیم و غیرمستقیم به سلامت این دریا وابسته است. صیادی، گردشگری، کشاورزی و حتی کیفیت زندگی شهرهای ساحلی تحت تأثیر شرایط زیستمحیطی دریای خزر قرار دارند. هنگامی که جمعیت فوکها کاهش مییابد یا تلفات گستردهای در میان آنها رخ میدهد، این موضوع میتواند هشداری درباره آلودگی آب، کاهش ذخایر آبزیان یا برهمخوردن تعادل اکولوژیک دریا باشد؛ عواملی که در نهایت معیشت انسانها را نیز تحت تأثیر قرار میدهند
مرگ فوکها؛ از داغستان تا انزلی
در سالهای اخیر گزارشهای متعددی از مرگ دستهجمعی فوکهای خزری منتشر شده است. کارشناسان هم دلایل مختلفی را برای این پدیده مطرح میکنند؛ از جمله آلودگیهای نفتی و صنعتی، ورود فاضلاب و مواد شیمیایی به دریا، گرفتارشدن در تورهای صیادی، بیماریهای ویروسی، کاهش منابع غذایی و تغییرات اقلیمی. افزایش دمای آب و کاهش یخهای شمال دریای خزر نیز شرایط زادآوری این گونه را دشوارتر کرده است؛ زیرا فوکهای خزری برای تولید مثل و نگهداری از نوزادان خود به سطوح یخی وابسته هستند. در این میان، مرگ فوکهای خزری فقط ازدسترفتن یک گونه جانوری نیست، بلکه نشانهای از فشارهای فزاینده بر کل اکوسیستم دریای خزر است. هرچه جمعیت این حیوان کاهش یابد، احتمال برهمخوردن تعادل طبیعی دریا افزایش پیدا میکند. ازاینرو حفاظت از فوک خزری، در واقع حفاظت از سلامت دریای خزر و تضمینکننده بخشی از آینده زیستمحیطی و اقتصادی میلیونها انسانی است که در سواحل این دریا زندگی میکنند.
اگر مرگ فوکهای خزری را در یک خط زمانی بررسی کنیم، سال ۲۰۲۲ نقطهای تعیینکننده در بحران این گونه به شمار میآید. در آن سال سواحل داغستان در روسیه شاهد یکی از بزرگترین تلفات ثبتشده فوک خزری بود. ابتدا صدها لاشه در ساحل پیدا شد، اما با گسترش پایشها تعداد تلفات به حدود دوهزارو ۵۰۰ قلاده رسید؛ رخدادی که توجه رسانههای بینالمللی و نهادهای محیطزیستی را به خود جلب کرد. علت دقیق این مرگومیر هرگز بهطور قطعی مشخص نشد. برخی تحقیقات احتمال عوامل طبیعی را مطرح کردند، درحالیکه فرضیههایی مانند نشت گازهای طبیعی از بستر دریا، کمبود اکسیژن، بیماریها یا مجموعهای از تنشهای زیستمحیطی نیز مورد توجه قرار گرفت. البته ماجرا به سال ۲۰۲۲ محدود نمیشود. پیش از آن نیز سواحل داغستان بارها شاهد تلفات غیرعادی فوکها بود. در سال ۲۰۱۶ حدود ۳۰۰ لاشه در این منطقه ثبت شد و در بهار ۲۰۲۲ نیز بیش از ۱۵۰ فوک مرده در نقاط مختلف ساحل داغستان پیدا شدند. این تکرار نشان میدهد مرگ دستهجمعی فوکها دیگر یک حادثه استثنائی نیست، بلکه به بخشی از واقعیت تلخ اکوسیستم خزر تبدیل شده است.
ضرورت همکاری کشورهای حاشیه خزر
«جمعیت فوک خزری رو به کاهش است»؛ این هشداری بود که درست پنج سال پیش از سوی مدیر مرکز حفاظت از فوک خزری ایران اعلام شد. اما با گذشت نزدیک به نیمدهه، چیزی درباره ادامه حیات تنها پستاندار دریاچه خزر تغییر نکرده است: «جمعیت فوک خزری رو به کاهش است، از سال ۲۰۰۸ میلادی نام فوک خزری با توجه به تحقیقاتی که انجام شد نشان داد جمعیت این گونه طی قرن گذشته از بیش از یک میلیون به کمتر از ۱۰۰ هزار عدد رسیده و نام فوک خزری به عنوان موجودی که در خطر انقراض است وارد لیست قرمز IUCN و باعث جلب توجهات و تحقیقات بیشتر برای فوک خزری شد، اما این کاهش شدید جمعیتی که طی قرن گذشته بیش از ۹۰ تا ۹۵ درصد بوده، با توجه به عوامل تهدیدکننده برای این موجود، بسیار نگرانکننده است. چنانچه این روند به همین منوال ادامه پیدا کند، آینده روشنی برای این موجود ارزشمند در دریای کاسپین وجود نخواهد داشت. چند سال پیش، در سال ۲۰۲۰، شکار قانونی در منطقه شمالی دریای خزر توسط روسیه متوقف شد و این اقدام حجم زیادی از تلفات را کاهش داد؛ چون سالانه حدود دو تا پنج هزار مجوز شکار فروخته میشد و شکار بهصورت قانونی انجام میگرفت. اما در مقابل، چند سالی است با این تلفات با علتی ناشناخته روبهرو هستیم. اما چه عامل بیماریزا و میکروبی باشد و چه مواد آلاینده و سموم محلول در آب، هر دو نشان میدهند شرایط دریای خزر مناسب نیست. فوک گونهای است که در رأس این اکوسیستم دریایی قرار دارد و در حال ازبینرفتن و نزدیکشدن به انقراض است و قطعا با این روند، آینده خوبی در انتظار این گونه نیست».
به گفته امیر صیاد شیرازی هنوز هم آلودگیها مهمترین عامل محسوب میشوند: «مهمترین عامل، بحث آلودگیهاست که متأسفانه به علت محاصره دریاچه خزر و نیز مشترکبودن محیط آبی دریاچه خزر بین پنج کشور، کنترل بحث آلودگیها بسیار دشوار است که دلیل آن نبود مشارکت برای بحث حفاظت و حاکمیت قوانین مختلف است که این امر باعث بروز صدمات بیشتر به اکوسیستم دریایی شده است».
حالا او امیدوار است این امکان وجود داشته باشد بحران پیشرو با همکاری توسط سایر کشورهای درگیر برطرف کرد: «اگر علت مشخص شود، حداقل میتوان فهمید با چه چیزی مواجه هستیم. اگر بیماری و ویروس باشد، متأسفانه کار زیادی نمیتوان انجام داد؛ چون واکسیناسیون در طبیعت ممکن نیست و حتی اگر واکسن وجود داشته باشد، برای ویروس آنفلوانزا چندان مؤثر نیست، زیرا این ویروس دائما جهش پیدا میکند و واکسنها برای سویههای جدید کارایی ندارند. در نتیجه تمام تلاش ما متمرکز بر پیداکردن علت این مرگهای پیدرپی است؛ هدفی که میکوشیم با همکاری کشورهای حاشیه خزر آن را محقق کنیم».
احتمال انتقال بیماری و آلودگی از همسایه
با وجود جدیبودن این بحران و آسیب چندجانبهای که میتواند به همه ابعاد زندگی مردم ساحلی و اکوسیستم دریایی آن بزند، مردم چندان از اهمیت این حیوان آگاه نیستند. «سلیمان» در انزلی صیادی میکند و از آنجایی که در کانالهای محیطزیستی شهرشان عضو است و از شبکههای اجتماعی هم اخبارشان را دنبال میکند، از مرگ فوکها مطلع شده است: «من، چون اهل پیگیری اخبار هستم، میدانم چند سال است این اتفاق رخ میدهد، اما مردم اطلاعات چندانی ندارند.
البته حق هم دارند، کسی به آنها یاد نداده است این حیوان چه ارزشی دارد. چند وقت پیش در یکی از متنها خوانده بودم که وجود این حیوان در آب، روی بقیه موجودات دریایی هم اثر میگذارد. این یعنی اگر فوک باشد، بقیه ماهیها هم هستند و کار من صیاد هم بهتر است. اصلا چرا یک موجودی به این بزرگی که میگویند تنها پستاندار دریای خزر است، باید در آستانه نابودی و انقراض باشد و ما مردم اصلا آن را نشناسیم. به خدا که حیف است».
در شمال و شمال شرقی خزر، یعنی مناطق ساحلی روسیه و قزاقستان، پژوهشگران از سالها پیش درباره کاهش جمعیت فوکها هشدار داده بودند. برآوردها نشان میدهد جمعیت این گونه در مقایسه با اوایل قرن بیستم بیش از ۹۰ درصد کاهش یافته است. زمانی بیش از یک میلیون فوک در دریای خزر زندگی میکردند، اما امروز ارقام بسیار پایینتری مطرح میشود. کاهش ذخایر غذایی، آلودگیهای صنعتی، صید بیرویه ماهیان و تخریب زیستگاهها از جمله عواملی هستند که در این روند نقش داشتهاند. کشورهای ساحلی دیگر نیز از این بحران بینصیب نماندهاند. در سالهای اخیر در سواحل جمهوری آذربایجان و قزاقستان نیز لاشه فوکهای خزری مشاهده شده است. همزمان، پایینرفتن سطح آب دریای خزر به نگرانی تازهای تبدیل شده است.
کاهش ورودی آب رودخانهها و افزایش دما باعث شده بسیاری از زیستگاههای حساس این جانور کوچکتر شوند؛ مسئلهای که بهویژه در مناطق یخی شمال خزر اهمیت دارد؛ جایی که فوکها برای زادآوری به آن وابستهاند. پژوهشگران هشدار میدهند ادامه افت تراز آب میتواند بخش بزرگی از محلهای تولیدمثل این گونه را از بین ببرد. «حمیدرضا رضایی»، عضو هیئتعلمی گروه محیط زیست دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، پیشتر از مجموعه عوامل دخیل در مرگ فوکهای خزری گفته بود که مجموعهای از فعالیتهای صنعتی، کشاورزی و دامپروری در سواحل پنج کشور حاشیه خزر میتواند در افزایش مرگومیر فوکها نقش داشته باشد: «احتمال انتقال بیماریهای مشترک ناشی از ورود فاضلابهای انسانی و دامپروری پنج کشور حاشیه خزر وجود دارد. به عبارت دیگر، مجموعهای از عوامل محیطی میتوانند شرایط را برای شیوع بیماریها فراهم کنند و شدت آنها را افزایش دهند».

آخرین دیدگاهها