پیداشدن لاشه فکهای خزری در سواحل خزر تبدیل به رویه شده،24 آذر 1401 خبر کشف لاشه ۲۵۰۰ فک خزری در سواحل داغستان روسیه منتشر شد. دو سال بعد در 28 آبان 1403 رسانههای ایران خبری به نقل از وزارت کشاورزی قزاقستان منتشر کردند که بر اساس آن ۱۰۳۴ لاشه فک خزری در منطقه «مانگیستاو» از ۲۴ اکتبر تا ۱۳ نوامبر مشاهده شده است. در میانه این دو تاریخ و پس از آن نیز تلفات فکها ادامه داشت تا دریای خزر از تنها گونه پستاندار خود تهی شود.
«تا امروز و با وجود گزارش تلفات، نتیجه مشخصی از آزمایشها اعلام نشده و به جمعبندی خاصی نرسیدهایم.» این گفته امیر صیاد شیرازی، مدیر مرکز حفاظت فک خزری ایران درباره دلیل مرگ فکها چه در سواحل کشورهای شمالی خزر و چه در ایران است.
از نظر صیادشیرازی دلیل این عدم شناسایی به وضعیت لاشهها برمیگردد. «ما سال گذشته در سواحل ایران هم تلفات داشتیم. بهدلیل اینکه اغلب لاشهها مانده و درصد فساد بالایی داشتند، نمونههایی که ارسال کردیم در آزمایشگاه به نتیجهای نرسید. پیشبینی میشود کشورهایی مثل روسیه و قزاقستان هم که با این تلفات درگیر بودهاند، با همین مشکل روبهرو شده باشند. نیروهای تحقیقاتی که آنجا نمونهبرداری و آزمایش را انجام دادهاند، مقاله و یا گزارشی منتشر نکردهاند. بعد از تلفات اخیر که چند روز پیش رخ داد، ایران دوباره با قزاقستان مکاتبه کرده تا دلیل تلفات را جویا شود، اما هنوز پاسخی برای سازمان حفاظت محیطزیست ارسال نشده است.»
چه احتمالهایی بین کارشناسان و متخصصان درباره این مرگومیرها وجود دارد؟ صیادشیرازی در این باره به دلایل تلفات سایر گونههای فک در دیگر کشورها اشاره میکند که بر اساس آن میتوان حدسهایی درباره علت مرگ فکهای خزری رسید. «در نقاط مختلف دنیا، در اروپا و آمریکا، تلفات مشابهی در گونههای دیگر فک دیده شده که به عامل بیماریزا برمیگردد. اگر اشتباه نکنم در انگلستان، در آزمایشگاه ویروس آنفلوانزای فوقحاد پرندگان شناسایی شد و اعلام کردند عامل تلفات، آنفلوانزای فوقحاد پرندگان بوده است. این ویروس بهدلیل مهاجرت پرندگان بهراحتی منتقل میشود و حتی میتواند از قارهای به قاره دیگر برسد. حدس من این است که چنین عاملی میتواند دلیل این مرگومیر باشد، چون در نقاط مختلف سواحل خزر دیده شده، اما هنوز چیزی بهصورت قطعی اثبات نشده است.»
با این روند و حجم بالای تلفات، وضعیت فکها به عنوان گونهای که در فهرست در معرض خطر انقراض اتحادیه جهانی حفاظت قرار دارد، چگونه خواهد بود «چند سال پیش، در سال ۲۰۲۰، شکار قانونی در منطقه شمالی دریای خزر توسط روسیه متوقف شد و این اقدام حجم زیادی از تلفات را کاهش داد؛ چون سالانه حدود ۲ تا ۵ هزار مجوز شکار فروخته میشد و شکار بهصورت قانونی انجام میگرفت. اما در مقابل، چند سالی است با این تلفات با علت ناشناخته روبهرو هستیم. اما چه عامل بیماریزا و میکروبی باشد و چه مواد آلاینده و سموم محلول در آب، هر دو نشان میدهند شرایط دریای خزر مناسب نیست. فک گونهای است که در رأس این اکوسیستم دریایی قرار دارد در حال از بین رفتن و نزدیک شدن به انقراض است و قطعاً با این روند، آینده خوبی در انتظار این گونه نیست.»
صیاد شیرازی امیدوار است که کشورهای حاشیه خزر در همکاری با هم بتوانند دلیل این تلفشدن را کشف کنند. «اگر علت مشخص شود، حداقل میتوان فهمید با چه چیزی مواجه هستیم. اگر بیماری و ویروس باشد، متاسفانه کار زیادی نمیتوان انجام داد؛ چون واکسیناسیون در طبیعت ممکن نیست و حتی اگر واکسن وجود داشته باشد، در مورد ویروس آنفلوانزا چندان مؤثر نیست، زیرا این ویروس دائماً جهش پیدا میکند و واکسنها برای سویههای جدید کارایی ندارند.»
یکی از بزرگترین چالشهایی که سالها در دریای خزر با آن مواجه هستیم به آلودگی برمیگردد که در نهایت سیستم ایمنی فکها را هم ضعیف میکند. «افزایش آلودگی و تجمع آن در بدن فکها باعث تضعیف سیستم ایمنی در بلندمدت میشود و توان مقابله با بیماریها را کاهش میدهد. پیش از این هم پرندگان مهاجر حامل ویروس آنفلوانزا بودند، اما چنین تلفات سنگینی مشاهده نمیشد. بهنظر میرسد افزایش سطح آلودگی به حدی رسیده که سیستم ایمنی حیوانات را تضعیف کرده و دیگر توان مقابله ندارند؛ چیزی که به نظر من یکی از بزرگترین مشکلات دریای خزر است. این وضعیت، زمانی اصلاح میشود که هر پنج کشور ساحلی تصمیم بگیرند قوانین را بهدرستی اجرا کنند. قوانین تا حدی وجود دارد، اما متأسفانه نظارت و اجرای مؤثر آنها در مسائل محیطزیستی انجام نمیشود و نتیجه آن شرایط فعلی دریا است.»
در ایران نیز لاشههایی در زمانهای مختلف پیدا شده است، آیا از این لاشهها نمیشد دلیل مرگ را فهمید؟ پاسخ مدیر مرکز حفاظت فک خزری ایران به این پرسش منفی است. «بخشی از این لاشهها مربوط به صید بود و بخشی هنوز علت مشخصی ندارد. ۸۰ تا ۹۰ درصد لاشههایی که سال گذشته در مازندران و گیلان پیدا کردیم حداقل یک تا دو هفته از مرگشان گذشته و دچار فساد شده بودند و اصلاً امکان نمونهبرداری وجود نداشت. از برخی که احتمال میدادیم آزمایشگاه بتواند نتیجهای بگیرد نمونهبرداری و به تهران ارسال شد، اما پاسخی دریافت نکردیم. تصور میکنیم عامل مشترکی وجود دارد که همچنان ناشناخته و نقش صیادی در این تلفات بسیار کمتر است.»
لزوم عزم ملی و بینالمللی برای نجات فکها
حمیدرضا رضایی عضو هیئتعلمی گروه محیطزیست دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، اکوسیستم دریای خزر را یک اکوسیستم تقریباً بسته میداند که ارتباط بسیار محدودی با آبهای آزاد دارد. «هرگونه اختلال، این اکوسیستم را به سمت نابودی نزدیکتر میکند و زنجیرههای اکولوژیک آن را برهم میزند. فک خزری تنها پستاندار دریایی این دریا است و یک گونه کاملاً منحصربهفرد فک محسوب میشود؛ به این معنا که در جای دیگری از جهان وجود ندارد.»
به گفته رضایی احتمال بسیار زیاد وجود دارد که مرگومیرهای فکهای خزری بیش از تلفات گزارش شده باشد.«یکی از دلایل این است که همه لاشهها به ساحل نمیرسند یا اصلاً مشاهده نمیشوند.»
این استاد دانشگاه هم مانند صیادشیرازی به نقش عوامل مختلف در این تلفات اشاره میکند. «یکی از مهمترین عوامل، آلودگی ناشی از استخراج نفت و گاز در دریای کاسپین است. این آلودگیها نهتنها خود فکها را تحتتأثیر قرار میدهد، بلکه منابع غذایی آنها را نیز آلوده میکند. حجم زیادی از مواد آلاینده وارد دریا میشود و این موضوع در بلندمدت اثرات جدی بر سلامت اکوسیستم دارد.»
به گفته رضایی از سوی دیگر، ورود فاضلابهای شهری، روستایی و کشاورزی نیز به این دریا ادامه دارد. «این فاضلابها حامل انواع آلایندهها و عوامل بیماریزا هستند. علاوه بر این، در سالهای اخیر شاهد پسروی آب دریای خزر بودهایم. این پسروی باعث بههم خوردن تعادل نمکی آب شده و با کاهش حجم آب، غلظت آلایندهها افزایش پیدا میکند. در بخش شمالی دریا که عمق آب کاهش پیدا کرده است، این مسئله شدیدتر است.»
رضایی معتقد است که مجموعهای از فعالیتهای صنعتی، کشاورزی و دامپروری در سواحل پنج کشور حاشیه خزر میتواند در افزایش مرگومیر فکها نقش داشته باشد. «احتمال انتقال بیماریهای مشترک ناشی از ورود فاضلابهای انسانی و دامپروری 5 کشور حاشیه خزر وجود دارد. بهعبارت دیگر، مجموعهای از عوامل محیطی میتوانند شرایط را برای شیوع بیماریها فراهم کنند و شدت آنها را افزایش دهند.»
عامل دیگری که به گفته این استاد دانشگاه نمیتوان نادیده گرفت، گرمایش زمین است. «فکهای خزری بخشی از سال را روی یخهای قطبی بخش شمالی دریای کاسپین میگذرانند. اما با افزایش دمای زمین، دوره یخبندان کوتاهتر شده و زیستگاه طبیعی آنها محدودتر شده است. این تغییر میتواند بر چرخه زندگی، تولیدمثل و بقای آنها اثر مستقیم بگذارد.»
موضوع مهم دیگر، بهرهبرداری بیشازحد از منابع دریایی است. «در گذشته تعداد کشورهای بهرهبردار کمتر و تنها دو کشور بودند و مدیریت منابع تا حدی منسجمتر انجام میشد. اما اکنون با حضور پنج کشور، رقابت برای بهرهبرداری افزایش یافته و فشار بر منابع غذایی فکها بیشتر شده است. کاهش شدید جمعیت برخی گونههای ماهی که غذای فکها محسوب میشوند هم میتواند یکی از عوامل مرگومیر یا تضعیف آنها باشد.»
رضایی معتقد است که باید یک عزم ملی و بینالمللی برای نجات فک خزری وجود داشته باشد.«نبود همکاری مؤثر و هماهنگ میان پنج کشور حاشیه خزر، چالش مهمی در مسیر شناخت علت دقیق این تلفات است. برای شناسایی علت مرگومیرها، نیاز به مطالعات مشترک و گسترده بین این پنج کشور وجود دارد. این احتمال هم مطرح است که حتی اگر در برخی کشورها بررسیهایی انجام شده باشد، به دلایل مختلف منتشر نشدهاند.»

آخرین دیدگاهها