در حالى كه بسيارى از تحليلكران در رسانه هاى جهان اغلب بر بحران اقتصادى، كشمكش هاى سياسى يا ايدولوزيك ايران براى تحليل اعتراض هاى سراسرى تمركز كرده اند، در اعماق اين سرزمين، بحرانى ريشه دار در حال ويران كردن قرارداد اجتماعى است:
ورشكستكى اكولوزيك،
اعتراض هاى سال ء٢٠٢ راكه پس ازيك دوره طولانى از قطع برنامه ريزى شده آب و برق، الودكى مركبار هوا در كلان شهرها و تعطيلى هاى يى دريى مراكز موزشى و تجارى رخ داده، ديكر نمى توان تنها در عواملى همجون جهش قيم لار، كرانى شديد كالاها و خدمات و نارضايتى از نظام سياسى ريشه يابى كرد اين بار، موضوع فراتر از «جكونه زندكى كردن» است؛ وضوع بر سر «امكان زيستن» است. در واقع، آنجه امروز در خيابانها مى بينيم، ائتلاف طبقه متوسطى است كه اينده اش رادر اقتصاد از دست داده و فقرايى كه بقاى بيولوزيك خود را در جغرافيايي تخريب شده، در خطر مى بينند.

آخرین دیدگاهها