مقاله/دریاچه بختگان
مقاله/دریاچه بختگان
ارسال کننده : علی شعبانزاده

دریاچه بختگان
در ایران هر روز با یک خبر تأسفبار زیست محیطی روبرو هستیم. هر زمان منتظر شنیدن خبری هستیم مبنی بر این که اثری طبیعی از بین میرود یا گونهای جانوری یا گیاهانی در معرض نابودی است. در ایران کمتر کسی به فکر طبیعت است و دلسوزی برای از بین رفتن و آلودگی ثروتهای ملی و بینالمللی بیهوده به نظر میرسد. ایران یکی از کشورهایی است که طبیعتی بینظیر دارد با این حال در تخریب آن نیز اقداماتی بینظیر هم در سطح بینالمللی صورت میگیرد.
در میان آثار طبیعی، دریاچهها آسیبپذیرترین هستند و در کشوری که مشکل کمبود آب جدی است چرا باید دریاچهها و هر یک از منابع آبی آلوده یا خشک یا به حریم آن تجاوز شود. دریاچه هامون به صورت باتلاق درآمده، دریاچه جازموریان فقط دو ماه زمستان کمی آب دارد و به کویر تبدیل میشود، دریاچه بختگان به کلی خشک شده و دریاچه «تشک» از چند ماه قبل خشک شده است. دریاچه بختگان که پدیدهای بینظیر از نظر تنوع زیستی در ایران محسوب میشود چرا باید به این سرنوشت دچار شود؟
دریاچه بختگان در استان فارس به عنوان چهارمین تالاب بینالمللی ایران در فهرست تالابهای کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده است و از نظر وسعت بعد از دریاچه ارومیه، دومین دریاچه بزرگ ایران و در زمره یکی از دریاچههای شور کشور به شمار میرود که آب آن از طریق رودخانه کر فراهم میشود. با توجه به اهمیت و ارزش جهانی تالابها، خشک شدن یک تالاب بینالمللی، فاجعهای زیست محیطی است که زنگ خطر و هشدار را برای دیگر تالابها به صدا در میآورد. اگرچه تنوع زیستی زیاد و جلوههای طبیعی زیبا، زمینه فعالیتهای علمی، پژوهشی و گردشگری را در پارک ملی دریاچه بختگان فراهم کرده است ولی بر اثر خشکسالی و برخی عوامل دیگر تبدیل به شوره زار شده است.
مجموعه بختگان که در سال ۵۴ به عنوان تالاب بینالمللی انتخاب شد، جزیرههای آن محلی مناسب برای زیست و تخمگذاری بسیاری از پرندگان مهاجر و بومی محسوب میشود و این نکته موجب شده است پارک ملی بختگان از سوی سازمان بینالمللی حیات پرندگان به عنوان یک زیستگاه با اهمیت شناخته شود. از جمله گونههای مهم جانوری این پارک شامل بز، قوچ و میش، فلامینگو، اردک، پلیکان سفید و غیره است.
دریاچه بختگان به عنوان یکی از اکوسیستمهای بینظیر طبیعت ایران همواره مورد تحسین گردشگران خارجی بوده است، ولی به طور طبیعی دارای شرایط زیستی حساس و تهدیدات طبیعی است که تبخیر شدید، وضعیت حیاتی آن را به خطر انداخته است.
کارشناسان محیط زیست معتقدند، وضعیت کنونی دریاچه به دلیل کم آبی نگران کننده بوده و مشکلات زیست محیطی برای تنوع زیستی پرندگان و جانوران ایجاد کرده است و این در حالی است که دریاچه بختگان برای احیاء دوباره در انتظار بارش بارانی است تا به حیات خود ادامه دهد.
برخی دیگر از کارشناسان محیط زیست بر این اعتقاد هستند که مهمترین عوارض منفی خشک شدن بخش وسیعی از دریاچه بختگان، کاهش تعداد گردشگران و بازدیدکنندگان از پارک ملی و پناهگاه حیات وحش است.
خشکسالی و کم آبی دریاچه بختگان نسبت به چهل سال گذشته بیسابقه بوده و وضعیت تالابهای دیگر کشور نیز به همین صورت است. با توجه به این که میانگین بارش باران استان در سال گذشته حدود ۳۰ میلی مترمکعب بود، بر اثر کم آبی و افزایش غلظت نمک، تنوع زیستی دریاچه بختگان در معرض تهدید شدید قرار دارد، ولی بیتوجهی به محیطزیست، تنوع زیستی مناطق حفاظت شده، چشماندازهای بدیع و جاذبههای گردشگری توسط برخی از ارگانها موجب شده است که یکی از بزرگترین قطبهای گردشگری، جاذبههای طبیعی و پارکهای ملی کشور در معرض نابودی قرار گیرد.
نباید همیشه تقصیر را بر گردن خشکسالی یا نباریدن باران بیاندازیم، علاوه بر پدیده خشکسالی، به رسمیت نشناختن حقابه این دریاچه از رودخانه کُر باعث این بحران شده است. ساخت چندین سد در بالادست منابع تامین کننده دریاچه، بهره برداری بیرویه از منابع آب، توسعه کشاورزی و کاهش آب سفرههای زیرزمینی باعث نابودی و بروز فاجعه زیست محیطی در این دریاچه شده است. تاکنون بخش قابل توجهی از این پناهگاه با ارزش حیات وحش به نمکزار تبدیل شده است و نزدیک به دو هزار قطعه جوجه فلامینگو در ضلع شرقی این دریاچه بر اثر کم آبی تلف شدهاند.
شاید برخی مواقع از سال این دریاچه پر آب به نظر برسد ولی جای تأسف است که همین پر آب دیدن دریاچه باعث بیتوجهی دوباره میشود..
تالابها نیز بیش از دریاچهها تهدید میشوند. به جرأت میتوان گفت که در ایران هیچ تالابی از آلودگی در امان نیست. گویی ما دشمن تالابها هستیم و وظیفه داریم که هر تالابی در ایران وجود دارد را نابود کنیم.
تا زمانی که ثروتی را داریم، قدر آن را نمیدانیم ولی همچنان که آن را از دست میدهیم، به دنبال راهحل میگردیم. آلوده کردن آب در تمامی ادیان گناه محسوب میشود و گویا در برخی از کشورهای مذهبی این گناه مرسوم و رایج است.
علی شعبانزاده
آخرین دیدگاهها