ارسال کننده محمود نعیمی
شتاب فزاینده گسترش آتشسوزی جنگلها، که طی هفتههای اخیر غافلگیرانه بوده است، میتواند به عنوان یکی از نمایههای تحولات زیستبومی چشم اندازهای طبیعی ایران در دوران پست نرمال اقلیمی به شمار آید.

صورت مسئله ساده است: دمای بیشتر و رطوبت کمتر به صورت طبیعی و با نرخ تصاعدی احتمال آتشسوزی در پوشش گیاهی مناطق را افزایش میدهد. کاهش بیست
درصدی بارش در طول پانزده سال گذشته و حدود ۱.۱ درجه سانتیگراد متوسط افزایش دما، باعث شده جنگلهای ایران در معرض آتش سوزیهای فزاینده قرار بگیرند. اما پست نرمال اقلیمی (دوران پساخشکیدگی) با چه الگوهایی جنگلهای ایران را به کام آتش میکشاند و این روند تا کجا گسترش خواهد یافت؟ داده دقیق نمیتوان داد. اما روندها و الگوها به سادگی قابل شناسایی هستند.
نخست آنکه بیشینه آتشسوزیها از پاییز زاگرس به تابستان البرز رسیده است. جنگلهای زاگرسی در عرض پایینتری واقع هستند و از دو سو توسط بیابانها و اقالیم خشک احاطه شدهاند. این جنگلها به شدت وابسته به ارتفاع هستند و چشمانداز متفاوت زمستانی- تابستانی دارند. در سالیان اخیر به واسطه کاهش بارش و افزایش دما خط برفمرز در زاگرس به سمت ستیغ های بلندتر واپس نشسته است. نتیجه اینکه زمین در تابستان زودتر ذخیره رطوبتش را از دست میدهد و در پاییز اگر دیرتر باران ببارد برگ و بار خشکیده درختان به هیمه زودسوز تبدیل میشود. به همین خاطر تاکنون بیشتر آتشسوزی جنگلها در ایران در پاییز زاگرس رخ میداده و این روند البته شدت هم یافته است.
اما جنگلهای البرز (بدیهی است که منظور دامنه شمالی البرز است) تا دوران نرمال اقلیمی (پیشاخشکیدگی- پیش از دهه هفتاد شمسی) این شانس را داشتهاند که در سراسر سال هم رطوبت کافی داشته باشند و هم دمای مناسبی که درختان را در برابر آتشسوزی مقاومتر کند. مگر در سالهای خشکسالی و یا در مناطقی که زمینه جغرافیایی وقوع “گرمباد” (پدیده فون) وجود داشته است.
با گسترش تغییر اقلیم به عرضهای شمالی ایران این منطقه نیز دچار تابستانهایی گرمتر و خشکتر شده است.[۱] شرایطی که البته پوشش گیاهی منطقه طاقت آن را ندارد. در نتیجه طی سالیان اخیر میبینیم که الگوی آتشسوزیهای بزرگ در جنگلهای ایران از نظر جغرافیایی از زاگرس به شمال البرز و از نظر زمان وقوع، از پاییز به تابستان تغییر پیدا کرده است.[۲]
اما این روند تا کجا پیش خواهد رفت. به هر رو، این قلم قبلا هم نوشته که آنچه که اقلیم ایران اکنون از سر میگذراند خشکیدگی است و نه خشکسالی. زیرا به نظر میرسد روندهای موجود در کاهش بارش و افزایش دما موقت نبوده و در قالب الگوهای معمول اقلیمی عجالتاً نمیتوان با اطمینان دوره بازگشت برای آنها تعیین کرد. پس این خشکیدگی است (وضعیتی با آثار غیر قابل بازگشت در چشمانداز) و نه خشکسالی (که یک وضعیت کاملاً موقت و قابل بازگشت.[۳] در نتیجه انتظار میرود آتش سوزی در جنگلهای ایران بیشتر و بیشتر شود. مضاف بر آنکه چندان برنامهریزی و سرمایهگذاری مطلوبی برای ایمنسازی جنگلهای ایران در برابر این پدیده دیده نمیشود. [۴]
یک بررسی میگوید که در ده سال گذشته حدود ۱۴ هزار آتشسوزی در جنگلهای ایران گزارش شده است.[۵] اینها فقط مواردی است که آنقدر مهم بوده که گزارش شده و با واکنش نهادهای مسئول روبرو شده است. یعنی تقریباً چهار آتشسوزی در هر روز. و عمدتاً در دوران نرمال، یعنی دورانی که رطوبت بیشتر و دما کمتر بوده است.بعد از این چه می شود؟
اخبار و گزارش های روزهای اخیر بسیار نگرانکننده هستند. رئیس جامعه جنگلبانی ایران همین هفته گفت به واسطه افزایش آتشسوزیها جنگلهای شمال نیز در مسیر تبدیل به وضعیتی شبیه جنگلهای زاگرس قرار گرفتهاند.
میدانیم که افزون بر ۹۰ درصد مساحت جنگلهای زاگرس در پنجاه سال اخیر نابود شده است و به واقع آنچه که در زاگرس جنگل نامیده میشود عمدتاً نامی است تاریخی که بر یک درختزار، بوتهزار و یا حتی بعضا مرتع فقیر اطلاق میشود. پوشش گیاهی در اینگونه دگردیسیهای قهقرایی طبق روالی کاهنده و فرساینده از جنگل به درختزار، از درختزار به بوتهزار، از بوتهزار به مرتع و علفزار و در نهایت به بیابان تغییر سیما میدهد. این مثل چینخوردگیها و تغییرات تکتونیکی زمین پدیدهای نیست که در طول میلیونها سال رخ دهد. تجربه زاگرس میگوید در کمتر از پنجاه سال میتواند به تمامی چشمانداز و زیستبوم را دگرگون کند. و به یاد داشته باشیم که قهقرای زاگرس در دوران نرمال اقلیمی و بعضاً در دورههایی که منابع مالی و سرمایههای مدیریتی مناسبتری برای حفظ چشمانداز وجود داشته رخ داده است. در ایران متأسفانه حتی در محافل و بحثهای علمی هم بحران آب و خشکسالی معمولاً تقلیل داده میشود به زیانهای اقتصادی آن برای انسان. در حالی که تاثیر بزرگتر و ماندگارتر و ویرانگرتر این بحران در چشم اندازهای طبیعی رخ میدهد. تغییر الگوی آتشسوزی جنگلها در ایران، همچنانکه گفته شد، نمایهای است از این انگاره.
آخرین دیدگاهها