شهرکرد- ایرنا- آتشسوزی در عرصههای جنگلی ارمَند شهرستان خانمیرزا در چهارمحال و بختیاری که از محل دفن غیراصولی پسماندها آغاز شد، پس از حدود ۷۲ ساعت تلاش نیروهای منابع طبیعی، محیطزیست، مردم محلی، بسیج و دوستداران طبیعت مهار شد؛ اما شعلههای خاموششده، حدود ۶۵ هکتار از عرصههای جنگلی و مرتعی را درگیر کرد و بخشی از درختان بلوط که برخی بیش از نیمقرن عمر داشتند، پوشش گیاهی و زیستگاه جانوران منطقه را از بین برد.
به گزارش ایرنا، در حالی که برآورد اولیه سطح آتشسوزی بیش از ۳۰ هکتار اعلام شده بود، ارزیابیهای نهایی از درگیر شدن حدود ۶۵ هکتار از عرصههای طبیعی منطقه حکایت داشت؛ عرصهای که پیش از حادثه، علفزارهای آن محل چرای دام و زیست پرندگان بود و درختان بلوط کهنسال آن بخشی از سرمایه طبیعی زاگرس به شمار میرفتند.
آتش از ساعت ۱۱ صبح یکشنبه ۲۱ تیرماه آغاز شد و به عرصههای جنگلی و مرتعی مجاور سرایت کرد. تراکم پوشش گیاهی، وزش باد، سختگذر بودن منطقه و شیب بسیار زیاد که در برخی نقاط به حدود ۹۰ درصد میرسید، عملیات مهار را با دشواری زیادی روبهرو کرد.
حتی پس از مهار شعلههای اصلی نیز خطر پایان نیافت؛ زیرا کُندههای نیمسوخته درختان و قطعات چوب در شیب منطقه به سمت پاییندست غلت میخوردند و با رسیدن به پوشش خشک گیاهی، دوباره شعلهور میشدند. در نهایت، پس از حدود ۷۲ ساعت تلاش، آتش مهار شد؛ اما بخشی از جنگل اَرمَند دیگر به شکل گذشته وجود ندارد.
علفها و شاخههای خشکشده خاکستر شدهاند، برخی درختان بلوط تنها با تنههای سیاه و سوخته باقی ماندهاند و بخشی از حیات وحش منطقه، زیستگاه خود را از دست داده است. فاصله چند متری میان بخش سوخته و بخش سالم جنگل، اکنون تصویری روشن از مرز میان زندگی و مرگ طبیعت است؛ در یک سو، پوشش گیاهی همچنان سبز و زنده است و در سوی دیگر، زمینی سیاهشده و درختانی بیجان باقی ماندهاند.
آتشی که پس از خاموش شدن دوباره شعلهور میشد
برای درک دشواری عملیات مهار آتش در ارمَند، باید به سراغ کسانی رفت که ساعتها در میان همین شیبها و پوشش متراکم با شعلهها مبارزه کردند.
جنگلبان پاسگاه اَرمَند آبچنار میگوید: نخستین اطلاع از حادثه از سوی یکی از شهروندان اعلام شد؛ شهروندی که خبر داد محل دفن پسماندها آتش گرفته و شعلهها به جنگل سرایت کرده است.
بیکمحمد خالدی ادامه میدهد: زمانی که نیروها به محل رسیدند، پوشش جنگلی و مرتعی منطقه بسیار متراکم و مسیر نیز سختگذر بود. دَمندهها تنها ابزار موجود برای مقابله با آتش بودند و به دلیل شدت گرما و کار مداوم، به اندازهای داغ میشدند که حتی خطر ایجاد حادثه برای نیروها وجود داشت.
به گفته این جنگلبان، نیروها در برخی نقاط مجبور بودند مخازن ۲۰ لیتری آب را با خود به ارتفاعات منتقل کنند تا بتوانند آتش را خاموش کنند؛ کاری که در شیبهای تند و مسیرهای دشوار، فشار زیادی به نیروهای عملیاتی وارد میکرد.
او میافزاید: دشواری اصلی پس از مهار اولیه خود را نشان داد؛ کُندههای درختان و قطعات نیمسوخته چوب از ارتفاعات به سمت پایین سرازیر میشدند و با رسیدن به پوشش خشک، دوباره آتش میگرفتند و شعلهها را به نقاط دیگر منتقل میکردند.
همین موضوع باعث شد نیروها پس از خاموش کردن شعلههای اصلی، همچنان درگیر پایش منطقه و خاموش کردن کانونهای جدید باشند.
وقتی مردم با بیل و شنکش به جنگ آتش رفتند
در عملیات مهار آتش، مردم محلی نیز در کنار نیروهای منابع طبیعی و محیطزیست حضور داشتند.
خالدی میگوید: حدود ۱۰۰ نفر از مردم آبچنار و مناطق اطراف در این عملیات مشارکت کردند و با استفاده از امکانات موجود از جمله بیل، شنکش و تراکتور، برای ایجاد آتشبُر و جلوگیری از سرایت آتش به پاییندست تلاش کردند.
این حضور نشان داد مردم محلی، به دلیل شناخت منطقه و دسترسی سریعتر به برخی نقاط، میتوانند در زمان وقوع آتش یکی از ظرفیتهای مهم حفاظت از عرصههای طبیعی باشند.
در میان این تلاشها، تصاویر حیات وحشی که برای نجات از آتش میگریخت نیز بخشی از روایت تلخ ارمَند بود.
خالدی از مشاهده لاکپشتی میگوید که برای نجات خود از شعلهها به ارتفاعات پناه برده بود؛ تصویری کوچک از جانورانی که زیستگاهشان در چند ساعت به عرصهای سوخته تبدیل شد.
عملیات نفسگیر در دل شیبهای زاگرس
در کنار نیروهای یگان حفاظت، گروههای مردمی و دوستداران طبیعت نیز در عملیات مهار حریق حضور داشتند.
مسوول سازمان مردمنهاد حامیان طبیعت سبزکوه چهارمحال و بختیاری، پس از اطلاع از حادثه همراه با تجهیزات موجود خود را به منطقه رساند.
او میگوید پوشش علفی منطقه بسیار متراکم بود و وزش باد موجب شد شعلهها به سرعت گسترش پیدا کند؛ به همین دلیل نیروهای حاضر برای کنترل بهتر آتش، گروه خود را تقسیم کردند.
به گفته پناهی، در مناطقی که شیب کمتری داشت، با ایجاد آتشبُر تلاش شد مسیر پیشروی حریق قطع شود، اما در بخشهای شیبدار، کنترل آتش دشوارتر بود.
او عملیات مهار را بسیار سخت و نفسگیر توصیف میکند و میگوید: گروههای مردمی و دوستداران طبیعت با امکانات محدود در کنار نیروهای منابع طبیعی برای مهار حریق تلاش کردند.
پناهی تامین بالگرد، لباس و کفش ایمنی را از نیازهای جدی نیروهای حاضر در عملیات میداند و معتقد است امکانات و تجهیزات بیشتر میتواند سرعت و ایمنی مقابله با حریقهای گسترده را افزایش دهد.
اما آنچه در میدان ارمَند دیده شد، تنها یک عملیات دشوار نبود؛ پشت این حادثه، زنجیرهای از عوامل انسانی و طبیعی قرار داشت که یک جرقه را به حریقی گسترده تبدیل کرد.
فاجعهای که از یک بیاحتیاطی آغاز شد
جانشین فرمانده یگان حفاظت ادارهکل منابع طبیعی چهارمحال و بختیاری میگوید: حدود ۹۰ درصد آتشسوزیهای عرصههای طبیعی ناشی از سهلانگاری و خطای انسانی است.
به گفته ایمان اسکندرینژاد، آتشسوزی ارمَند نیز در پی دفن غیراصولی پسماندها و آتش زدن آنها آغاز شد و سپس به عرصههای جنگلی مجاور سرایت کرد.
دهیار بخش ارمند علیا نیز با اشاره به بررسیهای انجامشده درباره علت وقوع این آتشسوزی میگوید: با توجه به اینکه محل دفن پسماند محوطهای باز و فاقد حصار است، احتمال میرود برخی از افراد بیاحتیاط که در این محل حضور داشتهاند، عامل انسانی وقوع آتشسوزی باشند.
حسین محمدی میافزاید: آتش در روز نخست تا حدود زیادی کنترل شده بود، اما به دلیل شیب بسیار زیاد منطقه، قطعات کوچک چوب و تنههای نیمسوخته درختان به پاییندست غلت میخوردند و دوباره موجب شعلهور شدن آتش میشدند.
دهیار ارمند علیا ادامه میدهد: با همکاری نیروهای منابع طبیعی، محیطزیست و مردم محلی، حدود ۴۰ تا ۵۰ نفر از نیروهای مردمی وارد عملیات شدند و با همکاری همه گروهها، آتش در نهایت کنترل شد.
جانشین فرمانده یگان حفاظت ادارهکل منابع طبیعی چهارمحال و بختیاری با اشاره به اینکه این آتشسوزی ابتدا از سطحی و سپس به تنه درختان و پوشش جنگلی سرایت کرد میگوید: این سومین بار است که چنین حادثهای در این منطقه رخ میدهد و تکرار این حوادث ضرورت توجه جدیتر به مدیریت و نظارت بر محلهای دفن پسماند را نشان میدهد.
به گفته اسکندرینژاد، لازم است دستگاههای متولی نظارت جدی و مستمر بر محلهای دفن زباله داشته باشند و مکانهایی که فاقد مجوزهای لازم هستند، برای تعیین تکلیف و اخذ مجوزهای مورد نیاز پیگیری شوند.
او تاکید میکند: جلوگیری از تکرار چنین حوادثی نیازمند نظارت مستمر بر محلهای دفن پسماند و رعایت الزامات قانونی و زیستمحیطی است؛ چرا که یک آتشسوزی سطحی در چنین مناطقی میتواند با وزش باد و وجود پوشش خشک گیاهی، به سرعت به عرصههای جنگلی سرایت کند.
اسکندرینژاد میگوید: در روزهای گرم تابستان، افزایش دما، کاهش رطوبت و خشک شدن برگها، علفها و شاخههای شکسته، پوشش گیاهی را مستعد اشتعال میکند و در چنین شرایطی یک تهسیگار، کبریت نیمهافروخته یا حتی جرقهای از وسایل نقلیه میتواند آغازگر یک حریق گسترده باشد.
وی عشایر، گردشگران و دامداران را از جمله گروههایی میداند که بیشترین حضور را در عرصههای طبیعی دارند و میگوید: روشن کردن آتش، سوزاندن کاه و کلش و بقایای کشاورزی و سرشاخههای باغها در نزدیکی جنگلها و مراتع و دیگر بیاحتیاطیها میتواند سالها تلاش طبیعت را در چند ساعت نابود کند.
از مرگ درختان تا نابودی یک زیستگاه
خسارت آتشسوزی ارمَند تنها به سطح سوخته یا تعداد درختان آسیبدیده محدود نمیشود.
اسکندرینژاد میگوید: خسارت وارد شده به این منطقه از نظر زیستمحیطی بسیار عمیق و در بخشهایی جبرانناپذیر است؛ زیرا جنگلها در تولید اکسیژن، جذب دیاکسیدکربن و تلطیف آبوهوا نقش حیاتی دارند.
به گفته او، با از بین رفتن پوشش گیاهی، خاک حاصلخیز منطقه در معرض فرسایش بادی و آبی قرار میگیرد و بارشهای فصلی میتواند به جای نفوذ در خاک و کمک به تغذیه سفرههای زیرزمینی، به روانآب تبدیل شود و خطر وقوع سیلاب را افزایش دهد.
او یادآور میشود: لایههای بالایی خاک که حاوی مواد آلی و مغذی است، ممکن است شسته شود و زمین توان طبیعی خود برای بازسازی پوشش گیاهی را از دست بدهد.
به گفته وی، گیاهان و جانورانی که در این منطقه زندگی میکردند نیز پناهگاه خود را از دست دادهاند؛ پرندگان، پستانداران، خزندگان، حشرات مفید و میکروارگانیسمها، همگی بخشی از چرخهای هستند که با آتش آسیب میبیند.
مسوول سازمان مردمنهاد حامیان طبیعت سبزکوه چهارمحال و بختیاری نیز میگوید: در جریان این حادثه، لاکپشتها، مارها، سنجابها و پرندگان در معرض آتش قرار گرفتند و بخشی از زیستگاه آنها از بین رفت.
به این ترتیب، آنچه در ارمَند سوخت تنها درخت نبود؛ بخشی از یک زنجیره حیات از بین رفت و بازسازی آن به سادگی امکانپذیر نیست.
سرمایهای که در چند ساعت از بین رفت
جانشین فرمانده یگان حفاظت اداره کل منابع طبیعی چهارمحال و بختیاری میگوید: ارزش هر درخت بلوط افزون بر حدود ۱۰ میلیارد ریال برآورد میشود و در حادثه ارمَند شمار زیادی از درختان بلوط آسیب دیده یا از بین رفتهاند.
به گفته وی، برآورد دقیق تعداد درختان آسیبدیده پس از پایان ارزیابیهای کارشناسی انجام میشود.
از سوی دیگر، زمین سوخته دیگر توان تولید علوفه پیشین را ندارد و دامداران منطقه ممکن است برای تامین خوراک دام خود با هزینههای بیشتری مواجه شوند. آسیب به چشمانداز طبیعی و زیستبوم منطقه نیز میتواند گردشگری و اکوتوریسم را تحت تأثیر قرار دهد؛ حوزهای که برای مردم محلی ظرفیت ایجاد درآمد پایدار دارد.
بنابراین خسارت آتشسوزی تنها هزینه خاموش کردن شعلهها نیست؛ از دست رفتن علوفه، کاهش ظرفیت گردشگری، تخریب سرمایه طبیعی و آسیب به معیشت مردم نیز بخشی از پیامدهای آن است.
مسوولیت مدیریت پسماند؛ پیشگیری از حادثه پیش از وقوع
حادثه ارمَند بار دیگر ضرورت ساماندهی محلهای دفن پسماند در مناطق جنگلی را برجسته کرد.
دهیار ارمند علیا با اشاره به شرایط منطقه میگوید: بخش ارمند به دلیل قرار گرفتن در محدودهای با پوشش جنگلی گسترده، با مشکل جدی برای تعیین محل مناسب دفن پسماند مواجه است و بیشتر نقاط این منطقه در محدوده پوشش جنگلی قرار دارد.
محمدی میافزاید: لازم است با همکاری بخشداری، وزارت کشور و منابع طبیعی، نقاطی با کمترین پوشش جنگلی شناسایی و برای ایجاد سایت مناسب مدیریت پسماند تعیین شود تا از تکرار چنین حوادثی جلوگیری شود.
او ادامه میدهد: محل فعلی دفن پسماند مربوط به سه روستای ارمند علیا، ارمند سفلی و سونک است و پسماندهای این روستاها بهصورت دورهای جمعآوری و با استفاده از ماشینآلات و مخلوط کردن با خاک مدیریت میشود و حدود پنج سال است که در این محل برای دفع پسماند آتشسوزی انجام نمیشود.
جنگلبان پاسگاه اَرمَند آبچنار نیز بر ضرورت رعایت اصول صحیح دفن پسماند از سوی دهیاران و متولیان امر تاکید دارد و معتقد است انتقال و دفن زباله در نزدیکی عرصههای جنگلی، بدون رعایت اصول ایمنی، میتواند خطر وقوع حریق را افزایش دهد.
وقتی سوختن جنگل، امنیت آب و غذا را تهدید میکند
پیامدهای آتشسوزی در منابع طبیعی تنها به محیطزیست و اقتصاد محدود نمیشود.
جانشین فرمانده یگان حفاظت ادارهکل منابع طبیعی چهارمحال و بختیاری میگوید: نابودی پوشش گیاهی میتواند به تشدید گردوغبار، خشکی چشمهها و رودخانهها، کاهش تولید علوفه و افزایش مهاجرت روستاییان به شهرها منجر شود.
به گفته اسکندرینژاد، جنگلهای زاگرس یک سرمایه ملی و بینالمللی هستند و حفاظت از آنها تنها یک مسوولیت اجتماعی نیست؛ بلکه الزامی راهبردی برای امنیت پایدار کشور است.
ارمَند تنها نیست؛ هشدار برای مناطق پرخطر استان
حادثه ارمَند در شرایطی رخ داد که بخشهایی از چهارمحال و بختیاری در فصل گرم سال با خطر بالای آتشسوزی مواجه هستند.
به گفته جانشین فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی استان، مناطقی از جمله بازفت شهرستان کوهرنگ، بخش بلوطبلند و میانکوه شهرستان اردل، ارمَند شهرستان خانمیرزا و بخشهایی از شهرستان لردگان از مناطق دارای خطر بیشتر وقوع حریق به شمار میروند.
افزایش دما، کاهش رطوبت، خشکی پوشش گیاهی و وزش باد در این مناطق میتواند شرایط را برای گسترش سریع آتش فراهم کند.
پیشگیری، کمهزینهتر از اطفا و احیاست
تاکنون که شعلههای آتش خاموش شده است، نیروهای منابع طبیعی همچنان بر پایش منطقه و جلوگیری از شعلهور شدن دوباره کانونهای حریق تاکید دارند.
اسکندرینژاد از مردم میخواهد از روشن کردن آتش در طبیعت، مگر در مکانهای مشخص و با رعایت اصول ایمنی، خودداری کنند و در صورت روشن کردن آتش، پس از خاموش کردن آن، روی خاکستر آب بریزند و از خاموش شدن کامل آن اطمینان پیدا کنند.
رها نکردن تهسیگار و کبریت، خودداری از سوزاندن بقایای کشاورزی و کاه و کلش، جلوگیری از رها کردن شیشه و قوطی در طبیعت و گزارش فوری هرگونه دود یا آتشسوزی از دیگر توصیههای مطرحشده برای کاهش خطر حریق است.
او همچنین از مردم خواست در صورت مشاهده حریق، دود یا رفتار مشکوک در عرصههای طبیعی، موضوع را از طریق شمارههای ۱۵۰۴ و ۱۳۹ اطلاع دهند.
احیای جنگل؛ مسیری طولانی پس از چند ساعت آتش
منابع طبیعی برای احیای عرصههای آسیبدیده برنامههایی مانند نهالکاری، بذرپاشی، حفاظت و مراقبت از مناطق سوخته را دنبال میکند، اما بازسازی جنگلی که در چند ساعت سوخته، به زمان بسیار طولانی نیاز دارد.
درخت بلوطی که امروز تنها تنهای سوخته از آن باقی مانده، شاید بیش از نیمقرن برای رسیدن به این مرحله زمان نیاز داشته است.
اکنون پرسش اصلی این است: آیا جامعه برای از دست دادن نیمقرن دیگر فرصت دارد؟
آتشسوزیهای جنگلی در بیشتر موارد قابل پیشگیری هستند و بخش بزرگی از آنها از رفتار انسان آغاز میشود. یک اقدام ساده و آگاهانه میتواند از شکلگیری صحنههایی جلوگیری کند که جبران آنها گاه دههها زمان میبرد.
ارمَند تنها یک حادثه نیست؛ هشداری است درباره اینکه طبیعت فرصت محدودی برای جبران خطاهای انسان دارد.
یک بیاحتیاطی میتواند در چند ساعت جنگلی را بسوزاند، اما بازگشت دوباره حیات به آن، دههها زمان میبرد. طبیعت یکبار میسوزد، اما برای بازگشت آن باید سالها صبر کرد؛ و هیچ ثروتی نمیتواند جایگزین جنگلی شود که از دست رفته است.
به گزارش ایرنا، شهرستان خانمیراز در ۱۶۰ کیلومتری مرکز چهارمحال وبختیاری قرار دارد.

آخرین دیدگاهها