تنهایی خرس‌های سیاه ایران

«ساعت ۳ بامداد پنج‌شنبه، مأموران ایست و بازرسی شهرستان «بانه» در جریان بازرسی از یک خودروی پراید، موفق به کشف دو قلاده توله‌خرس سیاه شدند؛ توله‌هایی که قاچاقچیان قصد داشتند آن‌ها را از مرزهای غربی کشور خارج کنند.»

این تنها یک خبر کوتاه از کشف یک محموله قاچاق نیست. پرسشی که همچنان بی‌پاسخ مانده این است؛ این توله‌ها از کجا آمده‌اند و قرار بود به کجا برسند؟ پرسشی که نه فقط درباره این مورد، بلکه درباره مجموعه‌ای از توله خرس‌های سیاهی که در سال‌های اخیر از قاچاقچیان کشف شده‌اند نیز پاسخی روشن ندارد. این در حالی است که «خرس سیاه بلوچی» یکی از گونه‌های به‌شدت در خطر انقراض در ایران است؛ گونه‌ای که پس از یوزپلنگ، دومین اولویت حفاظتی در میان پستانداران کشور به شمار می‌رود.

به گفته رئیس اداره حفاظت محیط‌زیست بانه درباره این محموله قاچاق می‌گوید با هماهنگی دستگاه قضایی، خودروی حامل حیوانات توقیف و فرد متخلف بازداشت شد. به گفته «مهدی رستمی»، توله خرس‌های کشف‌شده برای انجام معاینات دامپزشکی به مرکز دامپزشکی شهرستان منتقل شدند. بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد این توله‌ها از گونه خرس سیاه هستند؛ گونه‌ای که زیستگاه اصلی آن در جنوب ایران قرار دارد. این توله‌ها اکنون تحت مراقبت قرار دارند تا پس از طی مراحل اداری و قانونی، با نظر دفتر مدیریت حیات‌وحش سازمان حفاظت محیط‌زیست درباره سرنوشت آن‌ها تصمیم‌گیری شود.

بااین‌حال، ماجرای قاچاق توله خرس‌های سیاه در ایران محدود به این مورد نیست. مرور خبرهای منتشر شده در چهار سال گذشته نشان می‌دهد که این اتفاق به شکلی نگران‌کننده تکرار شده است.

خرداد ۱۴۰۱، مأموران نیروی انتظامی در محور نایین – اصفهان پس از توقیف یک خودروی مشکوک، با شنیدن صدایی غیرعادی از داخل خودرو متوجه حضور یک توله‌خرس سیاه شدند. این توله‌خرس که بعدها «لالین» نام گرفت، در شرایطی از قاچاقچیان کشف شد که نشانه‌های واضحی از آسیب و استرس شدید داشت؛ زخم‌هایی روی سروصورت و آثار طناب بر گردن.

آن روزها هم‌زمان با اوج توجه عمومی به «پیروز»، توله‌یوز ایرانی بود. عکس‌های پیروز در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شد و هزاران نفر نگران سرنوشت او بودند. اما «لالین» تقریباً بی‌صدا در حاشیه ماند. نه تصویری از او منتشر شد و نه توجهی عمومی شکل گرفت. حتی کمتر کسی متوجه شد که هیچ‌یک از استان‌هایی که زیستگاه طبیعی خرس سیاه محسوب می‌شوند ــ کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان ــ برای پذیرش او اعلام آمادگی نکردند.

این روند در سال‌های بعد نیز ادامه یافت. خرداد ۱۴۰۲، دو توله‌خرس سیاه از یک اتوبوس مسافربری در ایست و بازرسی «شهید سالاری» گناباد کشف شدند؛ توله‌هایی که بعدها «نیکا» و «نیما» نام گرفتند. خرداد ۱۴۰۳ نیز مأموران انتظامی ایست و بازرسی شهید شرافت نایین یک خودروی پژو ۴۰۵ را متوقف کردند و در بازرسی آن دو توله‌خرس سیاه یافتند که از یکی از استان‌های جنوبی به سمت مرکز کشور منتقل می‌شدند. در همان سال، رئیس پارک ملی بختگان نیز از کشف یک توله‌خرس سیاه دیگر خبر داد.

سال ۱۴۰۴ نیز با کشف یک محموله بزرگ قاچاق حیات‌وحش در «شهرری» همراه بود؛ محموله‌ای شامل ۲۵ گونه جانوری که در میان آنها یک خرس سیاه بلوچی نیز دیده می‌شد. انتقال این حیوانات به «پردیسان» با حاشیه‌ای دیگر همراه شد؛ گم‌شدن یک قهوه‌ای در این پارک. برخی منابع آگاه در آن زمان احتمال دادند که هدف اصلی سارقان، توله‌خرس سیاه بوده باشد، اما در نهایت این توله‌خرس قهوه‌ای بود که ناپدید شد و برای ماه‌ها به سوژه رسانه‌ها تبدیل شد.

هیچ توجهی به خرس سیاه در ایران نمی‌شود

«طاهر قدیریان»، از فعالان باسابقه حفاظت از خرس سیاه، معتقد است مبارزه با قاچاق حیات‌وحش کاری پیچیده و چندبعدی است. به گفته او، این پدیده معمولاً حاصل ترکیبی از فقر اقتصادی، ضعف نظارت، وجود تقاضای بازار و شبکه‌های قاچاق است. بااین‌حال، او تأکید می‌کند که حتی برای شروع مقابله با این روند نیز باید ابتدا به دو پرسش اساسی پاسخ داده شود؛ توله‌خرس‌ها از کجا گرفته می‌شوند و مقصد نهایی آنها کجاست؟ «باید مشخص شود مبدأ قاچاق در ایران است یا در پاکستان. همچنین باید بدانیم این توله‌ها به کدام شهرها یا کشورها فرستاده می‌شوند و چه کسانی تقاضای خرید آنها را ایجاد می‌کنند. اما با وجود افزایش موارد قاچاق خرس سیاه در سال‌های اخیر، هنوز پاسخ روشنی برای این پرسش‌ها وجود ندارد.»

به گفته او، یافتن پاسخ این سؤال‌ها وظیفه فعالان محیط‌زیست یا روزنامه‌نگاران نیست، بلکه بخشی از مسئولیت‌های تخصصی یگان حفاظت محیط‌زیست و نهادهای مسئول به شمار می‌رود. بدون شناخت مسیر قاچاق، برنامه‌ریزی مؤثر برای مقابله با آن نیز ممکن نیست. قدیریان همچنین هشدار می‌دهد که قاچاق توله‌خرس‌ها ضربه‌ای جدی به جمعیت کوچک این گونه وارد می‌کند. «جداشدن توله از طبیعت معمولاً به معنای کشته‌شدن مادر نیز هست؛ زیرا شکارچیان برای دسترسی به توله‌ها ابتدا مادر را از میان برمی‌دارند.»

از سوی دیگر، بازگرداندن این توله‌ها به طبیعت کاری بسیار دشوار و پرهزینه است. بسیاری از آنها در نهایت یا در مراکزی مانند کلینیک پردیسان نگهداری می‌شوند یا به باغ‌وحش‌هایی مانند باغ‌وحش «گل‌گهر» در سیرجان منتقل می‌شوند. «در چنین شرایطی، گونه‌ای که نقش مهمی در پویایی اکوسیستم دارد، از جمله در پراکنش بذر گیاهان و احیای پوشش گیاهی، عملاً به حیوانی نمایشی در باغ‌وحش‌ها تبدیل می‌شود.»

به گفته قدیریان، کشف دست‌کم ۱۳ توله‌خرس سیاه در سال‌های اخیر زنگ خطری جدی است. او یادآوری می‌کند که در کنار محموله‌های کشف‌شده، مواردی نیز وجود دارد که قاچاقچیان موفق شده‌اند؛ مواردی که هیچ داده‌ای درباره آنها در دست نیست. «اگر سازمان حفاظت محیط‌زیست قصد دارد اقدامی جدی برای حفاظت از این گونه انجام دهد، باید خرس سیاه را در اولویت برنامه‌های حفاظتی قرار دهد و از تجربه پروژه یوز درس بگیرد.»

به گفته قدیریان، یکی از مهم‌ترین اقدامات می‌تواند ایجاد مناطق حفاظت‌شده واقعی (نه لکه‌ای زرد روی نقشه) در رشته‌کوه «مکران»، از هرمزگان تا بلوچستان و به‌کارگیری محیط‌بانان بومی در این مناطق باشد. «الگوی زمانی قاچاق نیز نکته‌ای همه این موارد در فصل بهار رخ داده‌اند؛ زمانی که توله‌ها هنوز کوچک‌اند و شکارچیان می‌توانند آنها را گرفته و قاچاق کنند. به همین دلیل، افزایش گشت‌های حفاظتی در این فصل می‌تواند یکی از اقدامات پیشگیرانه باشد.»

درباره مبدأ و مقصد قاچاق چیزی نمی‌دانیم. میثم قاسمی، معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی استان هرمزگان، درباره توله‌خرس‌های کشف‌شده در بانه اطلاعات دقیقی ندارد، اما از آغاز یک مطالعه ژنتیکی درباره این گونه خبر می‌دهد. به گفته او قرار است دانشگاه گرگان این بررسی را انجام دهد.

بااین‌حال، وقتی از او پرسیده می‌شود آیا در سال‌های اخیر مبدأ و مقصد شبکه‌های قاچاق مشخص شده است یا نه، پاسخ کوتاه است: «هنوز اطلاعات دقیقی در این باره نداریم.»

او همچنین درباره علت تلف‌شدن یک خرس سیاه در منطقه «رودان» هرمزگان در روزهای اخیر می‌گوید: «وضعیت لاشه به شکلی نبود که بتوانیم علت دقیق تلف‌شدن را مشخص کنیم، اما در این منطقه تعارض میان خرس سیاه و جوامع محلی وجود دارد.»

درحالی‌که این تعارض‌ها، قاچاق و تخریب زیستگاه‌ها هم‌زمان جمعیت خرس سیاه را تهدید می‌کنند، هنوز مهم‌ترین پرسش درباره این گونه بی‌پاسخ مانده است: توله‌هایی که از طبیعت جدا می‌شوند، دقیقاً از کجا گرفته و به کجا می‌روند؟