محیط‌زیست از دسترس خارج شـــــــد

در سال‌های اخیر به بهانه‌های مختلف، حق دسترسی به اینترنت آزاد و ارتباطات جهانی به‌صورت پلکانی سلب شده تا در نهایت، برخورداری از آن نه یک حق عمومی که امتیازی برای عده‌ای خاص بدل شود. در این فرایند، نه‌تنها ارتباطات انسانی بی‌شماری گسسته و معیشت بسیاری نابود شد، بلکه آسیب‌های جبران‌ناپذیری نیز به فعالیت‌های محیط‌زیستی وارد آمد. فعالان محیط‌زیست در گفتگو با «پیام ما» از بن‌بست در پژوهش‌ها، اختلال در ارتباطات اجتماعی و مسکوت ماندن پروژه‌های مخرب محیطزیستی تحت سایه این انزوای اجباری سخن می‌گویند.

«ایمان ابراهیمی»، حفاظتگر معتقد است که قطعی اینترنت، جامعه حفاظتگر ایران را در نگاه جهانی حذف کرده است. او با اشاره به تجربیات اخیر خود در تعاملات بین‌المللی محیط زیستی، تأکید می‌کند که عدم اطمینان از پایداری ارتباطات، به اعتبار کارشناسان داخلی نزد نهادهای جهانی آسیب زده است: «جامعه حفاظت‌گران ایران طی چهار دهه اخیر همواره با نوعی انزوا و قطع ارتباط جهانی روبه‌رو بوده است، اما پس از قطعی‌های اخیر اینترنت، این وضعیت از انزوایِ معمول به یک مورد استثنایی بدل شده است. تمایل به همکاری‌های بین‌المللی در حوزه تالاب‌ها یا تنوع زیستی با متخصصان ایرانی اکنون به صفر رسیده است؛ برخوردها در جلسات و مکاتبات اخیر نشان می‌دهد که دیگر اطمینانی به دردسترس‌بودن ما برای آن‌ها وجود ندارد و نمی‌توانند روی حضور یا سلامت حفاظت‌گران ایرانی حساب باز کنند.»

او ادامه می‌دهد: «البته این انسداد، جنبه‌های کمتر دیده‌شده‌ای نیز دارد. ازآنجاکه بخش بزرگی از تجارت غیرقانونی حیات‌وحش در فضای مجازی انجام می‌شد، با قطعی اینترنت شاهد کاهش این دادوستدها بوده‌ایم. این تغییرات مقطعی بعضاً موجب خوشحالی غیررسمی در بدنه سازمان محیط‌زیست یا یگان‌های استانی شده و در شاخص‌های آماری، بهبودهایی را نشان می‌دهد. اما این بهبودها موقتی هستند. واقعیت این است که ضعف اقتصادی ناشی از جنگ رو به وخامت است و هرگاه اقتصاد کشوری تضعیف شود، اولین فشار مضاعف بر محیط‌زیست وارد می‌شود. ما با فشار اقتصادی شدیدی بر عرصه‌های طبیعی روبه‌رو خواهیم شد، درحالی‌که دیگر توان حفاظتی سابق را هم نداریم.»

فرسایش سرمایه اجتماعی

«عباس محمدی»، کنشگر محیط‌زیست، بر این باور است که حیاتی‌ترین پیامد قطع اینترنت، فرسایش سرمایه اجتماعی از طریق مسدودکردن شریان‌های ارتباطی میان فعالان و بدنه جامعه است. او با اشاره به ظرفیت گسترده شبکه‌های اجتماعی در آگاهی‌رسانی، تأکید می‌کند که محدودسازی این فضا به بهانه سوءاستفاده احتمالی برخی کاربران، هزینه‌ای گزاف بر دوش حوزه عمومی و محیط‌زیست می‌گذارد: «بسیاری از فعالان محیط‌زیست صفحاتی در اینستاگرام داشته‌اند که از چند هزار تا چند صدهزار بازدیدکننده داشت. حتی صفحه شخصی من که فعالیت چندان گسترده‌ای نداشتم، با ۸ هزار عضو، روزانه صدها بازدیدکننده داشت؛ این یعنی پیام من و امثال من به‌سادگی به گوش هزاران نفر می‌رسید. اگر عده‌ای به هر دلیل یا شکلی، درست یا نادرست از این ابزار استفاده می‌کنند، مجوزی برای قطع دسترسی همگانی به فضای مجازی نیست.»

محروم از دانش جهانی

«سیاوش یالپانیان»، کارشناس حیات‌وحش، بر این باور است که انسداد اینترنت نه‌تنها پویایی علمی را در حوزه محیط‌زیست از بین برده، بلکه با تخریب کسب‌وکارهای آنلاین، هزینه‌های محیط‌زیستی جدیدی را به شهرها تحمیل کرده است: «ما برای بهره‌گیری از دانش روز جهان نیازمند اتصال مداوم به شبکه جهانی هستیم. در حوزه‌های تخصصی، نظریات و روش‌ها مدام در حال تصحیح و تغییرند؛ بدون دسترسی به منابع آزاد، حالا ناچاریم برای فعالیت‌های آموزشی و اجرایی به اطلاعات قدیمی تکیه کنیم. علاوه بر این، از ابزارهای مشارکتی همچون اپلیکیشن «آی‌نچرالیست» (iNaturalist) که پل ارتباطی ما با پژوهشگران و عکاسان طبیعت دنیا بود، محروم شده‌ایم؛ بستری که امکان شناسایی گونه‌ها، اشتراک‌گذاری یافته‌ها و به‌روزرسانی مداوم دانش میدانی و شهروندی را فراهم می‌کرد.»

او توضیح می‌دهد: «از سوی دیگر، نابودی کسب‌وکارهای آنلاین، به‌ویژه در پلتفرم‌هایی مثل اینستاگرام، الگوی خرید را تغییر داده است. حالا برای تأمین نیازهایی که پیش‌تر به‌صورت آنلاین مرتفع می‌شد، ناچار به سفرهای درون‌شهری بیشتری هستیم که مستقیماً منجر به افزایش مصرف بنزین و تشدید آلودگی هوا می‌شود.»

پیشروی پروژه‌های مخرب

«امید سجادیان»، کنشگر محیط‌زیست و تسهیلگر اجتماعی، معتقد است که فضای مجازی ابزار حیاتی مطالبه‌گری و شفافیت بوده و انسداد آن، راه را برای اجرای پروژه‌های مخرب محیط زیستی در سایه سکوت خبری هموار کرده است: «اینترنت بخش جدایی‌ناپذیر فعالیت‌های ما بود؛ ابزاری که پیوند میان کنشگران استان‌های مختلف و ارتباط با جوامع محلی را برقرار می‌کرد. جایگزین‌های داخلی به دلیل کاربر محدود و کارکرد ضعیف، هرگز توان رقابت با پلتفرم‌های جهانی را ندارند.»

او در ادامه می‌گوید: «ما از این فضا برای مطالبه‌گری و انعکاس وقایع استفاده می‌کردیم، اما اکنون در نبود نظارت عمومی، پروژه‌های مخرب با شدت بیشتری پیش می‌روند. پیش‌تر اطلاع‌رسانی گسترده مانع بسیاری از تخریب‌ها می‌شد، اما اکنون اخبار ناگواری از آتش‌سوزی جنگل‌ها یا برداشت درختان در شمال و زاگرس به گوش می‌رسد که به دلیل قطع دسترسی مردم و کنشگران، بازتابی پیدا نمی‌کنند. درحالی‌که ما بر برنامه‌های علمی اطفای حریق تأکید داشتیم، شاهد اجرای طرح‌های غیرکارشناسی هستیم. از سوی دیگر، اخلال در اقتصاد دیجیتال و بیکاری کارگران، موجی از مشاغل کاذب و مخرب همچون زمین‌خواری، بوته‌کنی و زغال‌گیری را به طبیعت تحمیل کرده است. حتی در ابعاد علمی، ما برای تدوین دستورالعمل‌های تخصصی مدام به دانش جهانی متکی بودیم؛ اما اکنون برای یک جست‌وجوی ساده یا ارتباط ایمیلی با متخصصان دنیا، با محدودیت‌های شدیدی مواجهیم.»

فروپاشی اکوتوریسم

«حر منصوری»، راهنمای پرنده‌نگری و فعال محیط‌زیست بر این باور است که قطعی اینترنت نه‌تنها معیشت وابسته به گردشگری پایدار را نابود کرده، بلکه دسترسی به ابزارهای مدرن پایش محیط زیستی را نیز مسدود کرده است، او می‌گوید: «فعالیت‌های اقتصادی من که کاملاً با معیشت روزمره‌ام گره‌خورده، به‌واسطه قطعی اینترنت دچار فروپاشی شد. من به‌عنوان راهنمای پرنده‌نگری، تورهای تخصصی اجرا می‌کردم، اما با قطع اینترنت در سال گذشته، تمام برنامه‌ریزی‌ها و برنامه‌هایم لغو شد و در پی آن، شرایط جنگی و اختلالات گسترده، مشکلات را دوچندان کرد.»

به گفته منصوری افزون بر جنبه اقتصادی، ارتباط او با جامعه محیط زیستی قطع شده است، این راهنمای پرنده‌نگری می‌گوید: «همچنین دسترسی ما به سایت‌های پژوهشی و داده‌های ماهواره‌ای نظیر «سنتینل» (Sentinel) که برای تحلیل گرمایش، وضعیت پوشش گیاهی و تراز آبی تالاب‌ها از آن‌ها استفاده می‌کردیم، به‌کلی از بین رفته است. باوجود پلتفرم‌های داخلی، به دلیل سرعت پایین و عدم رغبت مخاطبان به حضور در آن‌ها، فعالیت‌های رسانه‌ای ما به حاشیه رانده شده و به کمترین سطح خود در ده سال گذشته رسیده است؛ تجربه‌ای تلخ که حتی در دوران قرنطینه کرونا هم نظیر نداشت، چراکه در آن زمان فضای مجازی راهگشای فعالیت‌های ما بود.»

گسست تفاهم اجتماعی

«میترا ابراهیمی»، کنشگر محیط‌زیست، معتقد است که اینترنت طبقاتی و انحصار دسترسی برای اقشار خاص، حق عمومی مردم و پژوهشگران آزاد را برای بهبود کیفیت زیستشان سلب کرده است. او تأکید دارد که قطع زنجیره ارتباطی میان گروه‌های محیط زیستی، امکان گفت‌وگو و کنشگری منسجم را از میان برده است. او می‌گوید: «پژوهش و ارتباطات علمی با دنیا عملاً متوقف شده است؛ انحصار دسترسی به اینترنت آزاد برای اصناف یا اساتید خاص پذیرفتنی نیست، چراکه بخش بزرگی از بدنه جامعه و کنشگران مستقل، مستمر در حال پژوهش برای بهبود محیط زندگی خود هستند. حتی بسیاری از داده‌های داخلی نیز غیرقابل‌دسترس شده‌اند، زیرا در نبود موتورهای جست‌وجوی جهانی، ابزار ساده‌ای برای بازیابی اطلاعات بومی نداریم.»

رکن اصلی کنشگری محیط‌زیست، ارتباط است، ابراهیمی اضافه می‌کند: «گروه‌ها باید بتوانند برای تغییر در سطح محلی و ملی با هم گفت‌وگو کرده، به تفاهم برسند و برای رسیدن به اهداف خود برنامه‌ریزی کنند. این امکان که در فضای مجازی شکل می‌گرفت اکنون نابود شده و پلتفرم‌های داخلی به دلیل عدم اقبال عمومی، نتوانسته‌اند جایگزین شوند. حتی برای بررسی ابعاد محیط زیستی جنگ و نگارش یک نامه اعتراضی ساده، نیازمند دسترسی به داده‌های جهانی هستیم که اکنون از آن محروم شده‌ایم.»

علم شهروندی در انزوا

«محمدامین غفاری»، نماینده ایران در پروژه جهانی «هفته شاپرک»، معتقد است که قطع اینترنت زنجیره علم شهروندی را در ایران پاره کرده و باعث انزوای پژوهشگران داخلی در پروژه‌های حفاظتی بین‌المللی شده است. او هشدار می‌دهد که این محدودیت‌ها نه‌تنها جمع‌آوری داده‌های حیاتی زیستی را متوقف کرده، بلکه فرصت‌های دانشگاهی و داوطلبانه را نیز از بین برده است. او می‌گوید: «در بخش پژوهشی، فرایند جمع‌آوری و تحلیل داده‌های علم شهروندی درباره شاپرک‌ها و پروانه‌ها کاملاً متوقف شده است؛ داده‌هایی که شناخت ما را از پراکنش گونه‌ها، زمان فعالیت و گیاهان میزبان آن‌ها ارتقا می‌داد. علاوه بر این، بسیاری از پژوهشگران که در حال گرفتن پذیرش برای دوره‌های دانشگاهی یا شرکت در همایش‌های بین‌المللی بودند، با بن‌بست مواجه شده‌اند.»

غفاری که چهار سال است به‌عنوان نماینده ایران در پروژه جهانی هفته شاپرک‌ها فعالیت می‌کند، اکنون پیش از برگزاری این رویداد در مردادماه، ارتباطش با شبکه جهانی هماهنگ‌کنندگان قطع شده است، او می‌گوید: «در حال حاضر امکان دریافت دستورالعمل‌ها، اشتراک‌گذاری اخبار و تبلیغ‌کردن این رویداد برای جذب علاقه‌مندان وجود ندارد. این انزوا شامل سازمان‌های مردم‌نهاد نیز شده است؛ مؤسساتی که برای پیشبرد پروژه‌های خود به نیروی داوطلب نیاز داشتند و از طریق فراخوان‌های مجازی مشارکت جذب می‌کردند، اکنون از این ظرفیت محروم شده و شبکه ارتباطی میان فعالان این حوزه به‌شدت ضعیف شده است.»

جستجوگرهای ایرانی در حوزه تخصصی کارایی ندارند

«باربد صفایی»، پژوهشگر دوزیستان و خزندگان، اینترنت طبقاتی و ناکارآمدی جستجوگرهای داخلی را باعث به بن‌بست کشاندن پژوهشگران آزاد می‌داند. او تأکید دارد که در غیاب پلتفرم‌های جهانی، زنجیره آموزش و مشارکت مردمی در حفاظت از طبیعت و گونه‌های حیات‌وحش گسسته شده است، صفایی می‌گوید: «قطع اینترنت باعث آسیب به فعالیت‌های علمی من شد؛ از جمله دو مقاله در مورد سمندرها با موضوع ناهنجاری‌های مورفولوژیک این گونه و همین‌طور برآورد جمعیتشان که به دلیل عدم دسترسی به ایمیل و تأخیر در پاسخ‌گویی به داوری‌ها، از چرخه انتشار عقب افتاد. برای یک پژوهشگر، دسترسی به موتورهای جست‌وجوی جهانی برای راستی‌آزمایی نوآوری و خطایابی کار ضروری است، اما جستجوگرهای داخلی عملاً در حوزه‌های تخصصی کارایی ندارند. اینترنت طبقاتی پژوهشگران آزاد را که فاقد سمت دانشگاهی هستند، کاملاً نادیده گرفته است.»
او توضیح می‌دهد: «از سوی دیگر، بخش عمده کار ما آموزش و فرهنگ‌سازی مشارکت‌محور در شبکه‌های اجتماعی بود؛ بسترهایی مثل تلگرام و اینستاگرام که مردم در آن حضور فعال داشتند، در پلتفرم‌هایی مثل «بله» بازسازی نشدند و بسیاری از شهروندان از حضور در آن‌ها امتناع می‌کنند.»

صفایی بیان می‌کند: «برخلاف دوران کرونا که فرصتی برای به سرانجام رساندن پژوهش‌های نیمه‌تمام بود، در شرایط فعلی نه‌تنها پروژه‌های میدانی ما در جزایر و استان‌های مرزی به دلیل وضعیت جنگی متوقف شده، بلکه حتی فرصت مکتوب کردن و نشر یافته‌ها نیز با سد قطع اینترنت از بین رفته است.»

تلاش برای تداوم حضور

«مطهره حکیمی‌نژاد»، زیست‌شناس پرنده‌نگر و از مجریان پروژه شمارش پرندگان شکاری، معتقد است قطع دسترسی به پایگاه‌های داده، خلأ زیرساختی ایران در حفظ داده‌های زیستی را آشکار کرد. او که در حال اتمام طراحی یک اپلیکیشن بومی در این زمینه است، می‌گوید: «پلتفرم‌هایی که ما پرنده‌نگرها استفاده می‌کنیم، مثل «ای‌برد» (eBird)، در واقع یک شبکه و پایگاه‌داده جهانی است که با قطع اینترنت دسترسی ما به آن کاملاً قطع شد. این اتفاق یک خلأ زیرساختی بزرگ را در ایران نشان داد؛ این‌که ما باید از قبل یک پلتفرم ملی می‌داشتیم تا تمام داده‌های کشورمان در سرورهای خارجی نباشد که با اتفاقات نابهنگام، دسترسی‌مان به حافظه داده‌های محیط زیستی از دست برود. همین موضوع باعث شد طراحی اپلیکیشنی بومی را تمام کنم که داده‌های شمارش را که گاهی به ده‌هزار مورد در روز می‌رسد، در خود سیستم ثبت و خروجی اکسل بدهد. هدف این است که با انباشت داده‌ها طی سال‌ها، تغییرات روندها دیده شود، هرچند وصل کردن اپلیکیشن به سایت و پشتیبانی سرور، موضوع دیگری است که در این وضعیت با چالش‌های خود روبرو است.»

او توضیح می‌دهد: «جذب داوطلب برای پروژه شمارش پرندگان شکاری به‌شدت به پلتفرم‌هایی مثل اینستاگرام وابسته بود. با تغییر شرایط، نتوانستیم سریع خودمان را تطبیق دهیم، اما این کار نشدنی نبود؛ مثلاً سجاد زارعیان به‌عنوان راهنمای پرنده‌نگر پس از گذشت مدتی از قطعی اینترنت بلافاصله گروهی در «بله» تشکیل داد و تلاش کرد در این دوران نیز فضایی برای علاقه‌مندان به پرنده‌نگری ایجاد کند.»