ردپای جنگ در سرزمیــــــــن غزال

 

آهوبره‌ها یک ماهی می‌شود که متولد شده‌اند؛ در میانه غرش موشک‌ها و زوزه پهپادها در «منطقه حفاظت شده میشداغ» در مرز غربی خوزستان. محیط‌بان‌ها در گشت‌های روزانه، غزال‌های نورس را می‌بینند که روی تپه‌ماهورها همراه با گله‌های آهو جست‌وخیز می‌کنند.

رد پای جنگ در «منطقه حفاظت شده میشداغ»، زیستگاه غزال کمیاب خوزستان، حالا بعد از حدود دو ماه از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان و در میانه آتش‌بس شکننده، آشکار شده است. باوجود سکوت اداره کل حفاظت محیط‌زیست خوزستان در این مدت، مشخص شده، چند پهپاد جنگی ساقط شده و دست‌کم دو بمباران، سهم این منطقه حفاظت شده بوده است.

منطقه حفاظت شده میشداغ در حالی هدف حملات نظامی قرار گرفت که اثرات و خسارت‌های احتمالی این درگیری‌ها تاکنون در فهرست مناطق آسیب‌دیده سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور و گزارش‌های مدیران استانی و یا مطالبات تشکل‌های مردمی، جایی نداشته است. گزارش اداره کل میراث‌فرهنگی خوزستان از خسارت‌های جنگ اما نشان می‌دهد در میان ۱۳ اثر فرهنگی – تاریخی آسیب‌دیده استان، دو یادمان دفاع مقدس که در منطقه حفاظت شده میشداغ واقع شده‌اند از ابتدای جنگ حداقل دو بار هدف تهاجم هوایی قرار گرفتند. «یادمان تپه‌های الله‌اکبر» و «یادمان پادگان میشداغ»، که ۱۳ اسفند بمباران شده است. گزارش‌های محلی همچنین سقوط سه چهار پهپاد متخاصم در این منطقه حفاظت شده را نشان می‌دهند، این در حالی‌ست که اداره کل حفاظت محیط‌زیست خوزستان از این موضوع اظهار بی‌اطلاعی می‌کند.

روابط‌عمومی اداره کل حفاظت محیط‌زیست خوزستان در پاسخ به پیگیری‌های خبرنگار «پیام ما» اعلام کرد: «گزارشی از هدف قرارگرفتن منطقه حفاظت‌شده میشداغ در جنگ نداشتیم. همچنین در این منطقه هیچ‌گونه آسیب جنگی وارد نشده است. فقط یک مورد پهپاد متخاصم در منطقه مورد هدف قرار گرفت و ساقط شد که مجموعه محیط‌بانی به کمک نیروهای مسلح منطقه برای کشف آن اقدام کردند و تحویل مقامات امنیتی منطقه شده است. ولی موردی از آسیب به حیات‌وحش و زیستگاه گزارش نشده است. در همین راستا پایش‌های مستمر در دوران جنگ برقرار بوده و گزارش‌های روزانه اخذ شده است.»

پرده‌پوشی محیط‌زیستی

«شینا انصاری» رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست گفته است که در مکاتبه با سازمان ملل و دبیر اجرایی برنامه محیط‌زیست این سازمان و ۱۱ نهاد زیرمجموعه سازمان ملل، نسبت به تبعات جنگ هشدار داده؛ اما واکنش این سازمان‌ها بسیار محدود و تنها یک بیانیه خنثی بوده است. | «ظهرابی» معاون محیط‌زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست همچنین از ارسال نامه رسمی به دبیر اجرایی کنوانسیون تنوع زیستی با محوریت محکومیت جنگ و آثار مخرب بر تنوع زیستی کشور خبر داده است. او با تأکید بر اهمیت جهانی تنوع زیستی ایران، آن را بخشی از دو نقطه داغ جهانی عنوان می‌کند که هرگونه تهدید برای آن، نه یک مسئله صرفاً ملی، بلکه تهدیدی در مقیاس جهانی محسوب می‌شود.

بر اساس گزارش سازمان حفاظت محیط‌زیست، ۱۳ منطقه تحت مدیریت در هفت استان از درجه کم تا خیلی زیاد آسیب‌دیده‌اند که نامی از مناطق و جزئیات آسیب‌ها برده نشده و با وجود پیگیری خبرنگار «پیام‌ما» پاسخی از سازمان حفاظت محیط‌زیست دریافت نشد. این در حالی است که خوزستان یکی از استان‌ها با بیشترین حملات جنگی اعلام شده است. بنا برگزارش استانداری خوزستان، ۲۶ شهرستان درگیر جنگ بوده‌اند و از ابتدای جنگ تا ۱۵ فروردین، یک هزار پرتابه به ۲۱۰ نقطه این استان شلیک شده است. در همین حال، رسانه‌ها در این مدت، از سقوط پهپاد در جنگل‌های «شیمبار» در «اندیکا»، تهاجم به منطقه «طلائیه» در «تالاب هورالعظیم» و بمباران پنج پتروشیمی در ماهشهر و کارخانه فولاد خوزستان خبر داده‌اند که در هیچ‌کدام به آثار محیط‌زیستی اشاره نشده است.

خوزستان از گذشته با آثار جنگ درگیر بوده است. این استان با داشتن سه منطقه حفاظت شده مرزی، در ردیف آسیب‌پذیرترین استان‌ها در شرایط جنگ و بحران است. غرب خوزستان از منطقه حفاظت شده و «پارک ملی کرخه» در شوش که زیستگاه گوزن زرد است، تا منطقه حفاظت شده میشداغ، زیستگاه آهو و تالاب هورالعظیم در جنوب غربی که توقفگاه ارزشمند پرندگان است، به دلیل قرارگرفتن در نوار مرزی، با محل‌های استقرار نیروهای نظامی تداخل دارد. این مناطق در جنگ هشت‌ساله تخریب‌های بسیاری را متحمل شدند. در جنگ ۱۲ روزه در خردادماه ۱۴۰۴ نیز پرتابه‌های جنگی باعث آتش‌سوزی در جنگل‌های زاگرس در خوزستان شد.

فصل تولد غزال

میشداغ (به زبان محلی مشداخ) یکی از مناطق کویری منحصربه‌فرد با وسعت ۶۰ هزار هکتار در غرب خوزستان در شهرستان «دشت آزادگان» (منطقه مرزی فکه) و مجاور تالاب مرزی هورالعظیم قرار دارد. این منطقه که از دهه ۷۰ به‌عنوان منطقه شکارممنوع ثبت شده بود، از سال ۹۰ به منطقه حفاظت شده ارتقا یافت. حیات‌وحش شاخص این منطقه هوبره، قوچ و میش و به‌ویژه نوعی آهوست که در سال ۱۳۹۷ برای نخستین‌بار به‌عنوان یک زیرگونه جدید از گونه‌های آهو در بانک ژن جهانی ثبت شد. این آهو که در معرض انقراض است، در زیستگاه خود به‌صورت طبیعی و آزاد زندگی می‌کند. بومی منطقه بین‌النهرین است و قلمرواش از میشداغ و «بستان» تا «دشت‌عباس» و دهلران در ایلام و عراق گسترده شده. این شاخص‌ها باعث شده حمایت شود و علاوه بر محبوبیت بین مردم محلی، تعدادی از کنشگران به‌صورت خودجوش از آن محافظت کنند.
«علی سجاد جلالی» سرپرست اداره حفاظت محیط‌زیست شهرستان دشت آزادگان با اشاره به فصل زادآوری آهوها به پیام‌ما می‌گوید: «از حدود یک ماه پیش تاکنون حدود ۱۲ آهوبره تازه‌متولدشده در منطقه میشداغ مشاهده شده است.»

«رحیم الوندی» رئیس اداره حیات‌وحش اداره کل حفاظت محیط‌زیست خوزستان همچنین در گفت‌وگو با پیام‌ما، فصل بهار را زمان زادآوری حیات‌وحش عنوان می‌کند: «فروردین‌ماه فصل زایمان آهوها و قوچ‌ومیش‌هاست و گزارش‌هایی نیز از زادآوری آهوهای میشداغ دریافت شده و آهوبره‌ها در منطقه مشاهده شده‌اند.» به گفته او، «بر اساس سرشماری پاییزه ۱۴۰۴ جمعیت آهوی منطقه میشداغ، ۷۰ رأس بوده که بر مبنای پوشش ۵۰ درصدی منطقه در سرشماری است.»
جنگ تحمیلی هشت‌ساله و طرح‌های توسعه در منطقه، اعم از احداث کانال بزرگ آب موسوم به «پای پل کرخه»، اراضی کشاورزی و اخیراً طرح‌های عظیمی مثل طرح خط لوله آب غدیر و ایجاد بازارچه مرزی چذابه که محور ترانزیتی ایران و عراق است مهم‌ترین تهدیدات آهوی میشداغ عنوان شده است.
الوندی می‌گوید: «این منطقه در جنگ هشت‌ساله با عراق به دلیل اینکه جزئی از خط مقدم بوده بسیار آسیب دید و جمعیت آهو کاهش بسیاری داشت. به‌طوری‌که در سال ۷۳-۷۲ حدود سه چهار رأس آهو در منطقه ثبت شده بود. این در حالی است که گزارش‌ها نشان می‌دهد پیش از جنگ جمعیت زیادی آهو در منطقه مشاهده می‌شد.»

او دو تالاب فصلی «ام‌الدبس» و «الله‌اکبر» را از دیگر عوامل غنا و تنوع زیستی این منطقه برمی‌شمارد که هرسال میزبان پرندگان مهاجر است: «گونه عروس غاز (یکی از گونه‌های پرنده در رده آسیب‌پذیر) نیز در این منطقه مشاهده شده است. در این منطقه زیرگونه قوچ و میش که از زیرگونه ارمنی است هم ثبت شده ولی تعداد آن کم و زیر ۱۰ رأس گزارش شده است.»

بهار جنگ‌زده

خسارت‌های جبران‌ناپذیر محیط‌زیستی در جنگ، هشدارهای کنشگران را به دنبال داشته است. «محمد الموتی» دبیر شبکه تشکل‌های محیط زیستی و منابع طبیعی کشور پیش‌ازاین به پیام‌ما گفته است: «تاکنون سه بیانیه از سوی این شبکه درباره شرایط جنگی ارائه شده است. دو بیانیه نخست توصیه‌های محیط زیستی و محکومیت جنگ و تجاوز بود و بیانیه سوم، به امضای بیش از ۱۲۰۰ تشکل مردم‌نهاد رسیده، زمانی نوشته شد که خبر حمله به زیرساخت‌های انرژی مطرح شده و آب‌شیرین‌کن قشم مورد اصابت قرار گرفت.»

در همین حال، «کارگروه ویژه مستندسازی و ارزیابی خسارت محیط‌زیستی ناشی از جنگ» دومین جلسه را در دوم اردیبهشت تشکیل داده و بنا بر گزارش روابط‌عمومی سازمان حفاظت محیط‌زیست، «علی‌محمد طهماسبی» رئیس کارگروه و مسئول دفتر بازرسی، ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات سازمان در این نشست بدون اشاره به جزئیات خسارت‌ها گفته است که «این سازمان برآورد خسارت زیست‌محیطی تجاوز نظامی دولت‌های متخاصم اسرائیل و آمریکا را در دستور کار قرار داده است.»

«فرشاد اسکندری» کنشگر محیط‌زیست و عضو «مؤسسه حفاظان حیات‌وحش شیردال» در گفت‌وگو با پیام‌ما، اظهارنظر دقیق و علمی درباره اثرات جنگ در مناطق حفاظت‌شده را نیازمند بررسی و مطالعه و پایش مناطق می‌داند: «بااین‌حال، به‌طورکلی می‌توان گفت سروصدای ناشی از جنگ قطعاً روی حیات‌وحش تأثیر دارد، مخصوصاً در فصل زایمان؛ اما باتوجه‌به اینکه این جنگ روی زمین نبود که یکسره بمباران و تردد ماشین‌آلات جنگی باشد و جنگ هوایی بود، به نظر می‌رسد در یک مقطعی که صداها باعث ناامنی می‌شود، حیوان ممکن است از آن منطقه فاصله بگیرد و بعد از دو سه ساعت بازگردد، ولی اگر اطراف منطقه به‌صورت مستمر بمباران شود ممکن است آسیب بیشتر باشد. خسارت مستقیم به منطقه، به‌خاطر بمباران یا پهپاد، باعث واردآمدن استرس می‌شود. به‌خصوص که الان فصل زایمان است و می‌تواند باعث شود یک‌سری از زایمان‌ها مختل شود یا در جاهایی که ناامن باشد، باعث می‌شود مادر گوساله‌اش را رها کند و دیگر شیر ندهد. اما این یک سمت داستان است که اعتقاد دارم آسیبش کمتر از اثری است که جنگ روی حفاظت‌گران و محیط‌بان‌ها می‌گذارد.»

او ادامه می‌دهد: «بخش دیگر داستان این است که مسئولیت مستقیم حفاظت از این گونه‌ها بر عهده افرادی است که جنگ روی آنها خیلی تأثیر گذاشته، یعنی حفاظت‌گران و محیط‌بان‌ها. در شرایط جنگی اولویت با زنده‌ماندن و خانواده است و باقی چیزها تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. مثلاً «پارک ملی دز» ممکن است هدف تهاجم مستقیم قرار نگرفته باشد؛ اما تصور کنید محیطبانی که وظیفه حفاظت از ۲۴ هزار هکتار را بر عهده دارد و خانه‌اش در شهر دزفول است که بارها موشک‌باران شده چقدر تحت‌تأثیر قرار گرفته. حالا اگر آسیبی به خانه یا افراد خانواده‌اش واردآمده که خیلی بیشتر درگیر می‌شود. آیا محیط‌بان در این شرایط دیگر انگیزه و انرژی لازم برای حفاظت را دارد؟ بخش اداری که مسئول بودجه و پشتیبانی است نیز در زمان جنگ که ادارات نیمه‌تعطیل بوده، با ۳۰ درصد ظرفیت کار می‌کرد که عملاً یک سیکل تعطیل شده است؛ بنابراین به نظرم این بخش قضیه یعنی، انرژی که محیطبان‌ها و حفاظت‌گران و سایر مسئولان لازم دارند، باید با دغدغه بیشتری همراه باشد.»

به گفته اسکندری، «هر چقدر مدعی باشیم که نیروها در مناطق حضور دارند؛ اما این افراد انسان هستند و در شرایط جنگی اول به فکر بقا و زنده‌ماندن خانواده و خانه‌شان هستند. به‌این‌ترتیب آسیبی که مناطق به واسطه بمباران وارد شده کمتر از آسیبی است که حفاظت‌گران با آن روبرو بودند و این را نمی‌شود انکار کرد. در شرایط جنگی، پایش دیگر در اولویت اول افراد نیست و در درجات پایین‌تر قرار می‌گیرد. تمام اینها جمع می‌شود و مسیر حفاظت را مختل می‌کند. راهکارش هم این است که سازمان محیط‌زیست به فکر باشد و برای انگیزه دادن و یا ارائه مشاوره به نیروهایش برنامه‌ریزی کند.»