انفجار ده‌ها میلیون‌ تن کربن در آسمان ایران در جنگ چهل روزه/۸۵ نفتکش با ۲۱ میلیارد لیتر نفت در خلیج فارس،خطر نشت نفت در آب‌های کم‌عمق

دکتر مهدی زارع، استاد تمام زمین‌شناسی، در گفت‌وگو با رکنا می‌گوید بمباران ۴۰ روزه اسفند ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵ که حدود ۳۰ هزار نقطه در ایران را هدف قرار داد، ردپایی کربنی در مقیاس ده‌ها میلیون تن معادل دی‌اکسیدکربن بر جا گذاشته است.

به گفته او تنها در دو هفته نخست درگیری بیش از ۵ میلیون تن CO₂ وارد جو شده؛ رقمی معادل کل انتشار سالانه گازهای گلخانه‌ای برخی کشورها. بخش بزرگی از این انتشار ناشی از تخریب ساختمان‌ها، سوختن مخازن و تأسیسات نفتی و مصرف سوخت در عملیات نظامی بوده و آتش‌سوزی زیرساخت‌های انرژی سهم قابل توجهی در آن داشته است. زارع هشدار می‌دهد اثر اقلیمی جنگ با توقف بمباران پایان نمی‌یابد؛ زیرا بازسازی گسترده شهرها، مدیریت ده‌ها میلیون تن آوار و آسیب به اکوسیستم‌هایی مانند خلیج فارس می‌تواند برای سال‌ها یکی از سنگین‌ترین پیامدهای محیط‌زیستی این درگیری را رقم بزند.به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در میانه جنگی چهل‌روزه که با حملات گسترده به زیرساخت‌های شهری، انرژی و صنعتی ایران همراه بود، پیامدهایی شکل گرفت که فراتر از تلفات انسانی و خسارت‌های فیزیکی، ابعادی عمیق و کم‌بررسی‌شده در حوزه محیط‌زیست برجای گذاشت. بمباران ده‌ها هزار نقطه، آتش‌سوزی مخازن نفتی، تخریب گسترده واحدهای مسکونی و صنعتی و جابه‌جایی میلیون‌ها تن آوار، مجموعه‌ای از فرآیندهای پرکربن و آلاینده را فعال کرده که برآوردها نشان می‌دهد تنها در هفته‌های نخست، میلیون‌ها تن معادل دی‌اکسیدکربن وارد جو شده است؛ رقمی که از انتشار سالانه برخی کشورها فراتر می‌رود. در کنار این ردپای کربنی، آزاد شدن ترکیبات سمی، نشت فرآورده‌های نفتی، آلودگی خاک و آب‌های زیرزمینی و تهدید مستقیم اکوسیستم‌های حساس خلیج فارس، تصویری از یک بحران زیست‌محیطی چندلایه را ترسیم می‌کند؛ بحرانی که حتی با توقف بمباران نیز پایان نمی‌یابد و در مرحله بازسازی، مدیریت آوار و مخاطرات نفتی در دریا می‌تواند برای سال‌ها به یکی از سنگین‌ترین میراث‌های پنهان این جنگ تبدیل شود.

ردپای کربن ناشی از یک بمباران ۴۰ روزه که ۳۰ هزار نقطه در ایران را در تجاوز نظامی آمریکایی – اسرائیلی هدف قرار داد اسفند ۱۴۰۴- فروردین ۱۴۰۵ به ده‌ها میلیون تن معادل CO₂ می‌رسد. افزایش قابل توجه انتشار گازهای گلخانه‌ای در دو هفته‌ی اول درگیری با بیش از ۵ میلیون تن معادل CO₂ (tCO₂e) ارزیابی شده است.

وی افزود: این مقدار بیش از کل انتشار گازهای گلخانه‌ای ایسلند در کل سال ۲۰۲۴ و  معادل انتشار سالانه‌ی حدود ۱.۱ میلیون خودروی بنزینی، و بیش از ۱.۳ میلیارد دلار خسارت مرتبط با آب و هوا ایجاد کرده است. طی دو هفته تخریب خانه‌ها و زیرساخت‌ها  تولید حدود ۲.۴ میلیون تن دی اکسید کربن ، و سوختن نفت به تولید  حدود ۲ میلیون تن و همچنین حدود ۵۰۰ هزار تن از مصرف سوخت در عملیات نظامی ‌برآورد می شود. برون‌یابی از داده‌های ۱۴ روزه به یک دوره ۴۰ روزه تخمین اولیه بیش از ۱۴ میلیون تن CO₂e را نشان میدهد. اگر جنگ تداوم یابد آسیب‌های محیط زیستی به  شدت زیادتر خواهد شد. یکی از عوامل اصلی این تشدید، حمله مداوم به زیرساخت‌های انرژی است.  حملات به تنها سه مجتمع ذخیره‌سازی نفت در تهران منجر به سوختن بیش از ۳۶۰،۰۰۰ متر مکعب فرآورده‌های نفتی شده است که تخمین زده می‌شود یک میلیون تن CO₂e از آن بمباران آزاد شده است. با هدف قرار دادن ۳۰،۰۰۰ نقطه در طول ۴۰ روز، از جمله شامل بمباران تأسیسات صنعتی و انرژی متعدد، بود انتشار گازهای گلخانه‌ای ناشی از آتش‌سوزی‌های نفتی بخش عظیمی از این تولید را تشکیل می‌دهد.

دکتر زارع با بیان اینکه اثرکربنی بمباران ۴۰ روزه با توقف سقوط بمب‌ها پایان نمی‌یابد. تاکید داشت: بزرگترین اثر اقلیمی هر جنگی پس از توقف جنگ در بازسازی رخ می‌دهد. روند بازسازی خانه‌ها، بیمارستان‌ها، مدارس، جاده‌ها و سیستم‌های انرژی تخریب‌شده، انتشار گازهای گلخانه‌ای عظیمی را تشدید می‌کند. بیش از ۹۵۰۰۰ واحد مسکونی در ۲۴ استان آسیب دیده‌اند. از سوی دیگر جنگ‌ها در مناطق غنی از سوخت‌های فسیلی از ترس اختلال در عرضه،  ممکن است تولید سوخت‌های فسیلی داخلی را دو برابر کند. حفاری بیشتر و  پایانه‌های گاز طبیعی مایع و سایر زیرساخت‌های با کربن بالا می تواند بدین ترتیب وارد چرخه مصرف شود. این اثر می تواند مهم‌ترین و ماندگارترین میراث کربن جنگ باشد.

این استاد تمام زمین شناسی اعلام کرد: ردپای کربن به طور جدایی‌ناپذیری با یک فاجعه‌ی زیست‌محیطی گسترده‌تر مرتبط است که آسیب‌های بلندمدت را تشدید می‌کند . بمباران انبارهای نفت در تهران مقادیر زیادی اکسید گوگرد، اکسید نیتروژن و ترکیبات سرطان‌زا مانند هیدروکربن‌های آروماتیک چند حلقه‌ای را آزاد کرد که منجر به “باران سیاه” سمی بر فراز پایتخت شد و خاک و منابع آب را آلوده کرد. بیش از ۴۰۰۰ تن ترکیبات آلی فرار و فرآورده‌های نفتی به محیط زیست نشت کرده و به زهکشی شهری، خاک و احتمالاً آب‌های زیرزمینی نفوذ کرده است.

آوار بیش از ۹۵۰۰۰ ساختمان آسیب‌دیده حاوی مواد خطرناکی مانند آزبست و فلزات سنگین است. مهمات منفجر نشده، زمین را با بقایای انفجاری که می‌توانند سال‌ها باقی بمانند، آلوده‌تر می‌کنند و خطرات بهداشتی و ‌محیط زیستی بلندمدت را افزایش می‌دهند.

دکتر زارع گفت: یک بمب معمولی 500 پوندی حاوی حدود 200 پوند مواد منفجره است. مواد منفجره غنی از کربن هستند. احتراق TNT حدود 0.7 کیلوگرم CO₂ به ازای هر کیلوگرم ماده منفجره تولید می‌کند. تخریب یک بلوک آپارتمانی بزرگ ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ تن CO₂ از مواد آزاد می‌کند. انتشار گازهای گلخانه‌ای در بازسازی با  جایگزینی خانه‌ها، جاده‌ها، پل‌ها و نیروگاه‌های تخریب‌شده نیاز به مقادیر زیادی فولاد، سیمان و حمل‌ونقل دارد – که بسیار کربن‌زا هستند. قطب انرژی عسلویه، قلب صنعت گاز و پتروشیمی ایران، به طور خاص در هفته دوم فروردین هدف حملات به بزرگترین مجتمع‌های پتروشیمی قرار گرفت. این حملات تأسیساتی را که برق، آب و اکسیژن را تأمین می‌کنند، هدف قرار داد و منجر به آتش‌سوزی‌های صنعتی گسترده و کنترل نشده شد.

۱۵۰ هزار واحد ساختمانی تخریب‌شده – در کنار خسارات عظیم به پالایشگاه‌ها، پمپ بنزین‌ها و قطب انرژی عسلویه – تخمین زده می‌شود که ۴۵ تا ۶۰ میلیون تن آوار تولید کرده باشد. نحوه مدیریت این آوار، چه در محل رها شود و چه به انبارهای موقت منتقل شود، پیامدهای محیط زیستی، بهداشتی و لجستیکی شدیدی دارد که برای دهه‌ها باقی خواهد ماند.

استاد تمام زمین شناسی افزود: وقتی آوار در شهر پراکنده می‌شود، اثرات آن برای جمعیت بازمانده خطرناک است. تأسیسات صنعتی تخریب‌شده مقادیر زیادی مواد خطرناک را آزاد می‌کنند. آوار حاصل از قطب انرژی عسلویه به مواد پتروشیمی، فلزات سنگین و سایر سموم صنعتی آلوده خواهد شد. باران که بر روی این ویرانه‌ها می‌بارد، یک دوغاب سمی ایجاد می‌کند که به خاک و آب‌های زیرزمینی نفوذ می‌کند و زمین‌های کشاورزی و منابع آب آشامیدنی را برای سال‌ها مسموم می‌کند. گرد و غبار ریز حاصل از بتن پودر شده و ساختمان‌ها که اغلب حاوی آزبست از سازه‌های قدیمی‌تر هستند در هوا پخش می‌شود. این موضوع باعث عفونت‌های فوری چشمی و تنفسی شدید برای ساکنان می شود و خطر ابتلا به سرطان در درازمدت دارد . این آسیب مشابه بحران‌های بهداشتی مشاهده شده پس از تخریب در جنگ غزه ۲۰۲۳-۲۰۲۵ و  زلزله ترکیه ۲۰۲۳ است.

جابجایی حدود ۵۰ میلیون تن آوار یک کار لجستیکی عظیم است که بر اساس داده‌های جنگ غزه، تقریباً به ۲.۷ میلیون کامیون کمپرسی نیاز دارد. این کامیون‌ها تقریباً ۳۸ میلیون کیلومتر جا به جا می‌شوند و تقریباً ۸۵۰۰۰ تن CO₂e فقط از احتراق دیزل تولید می‌کنند.

تاکید داشت: حتی پس از جابجایی، باد ذرات ریز (PM10/PM2.5) را از زباله‌دان‌ها به مناطق مسکونی اطراف برمی‌گرداند. ماشین‌آلات سنگین که در محل کار می‌کنند، ابرهای مداوم گرد و غبار ایجاد می‌کنند و بحران سلامت تنفسی مشاهده شده در طول بمباران اولیه را تداوم می‌بخشند. زباله‌دان‌های کنترل نشده، آستر یا سیستم‌های جمع‌آوری محل‌های دفن زباله مدرن را ندارند. آب باران که از میان آواری که حاوی نفت، مواد شیمیایی و زباله‌های خانگی است نفوذ می‌کند، مایعی بسیار سمی -شیرابه- تولید می‌کند که به رودخانه‌های محلی و آب‌های ساحلی سرازیر می‌شوند و باعث مرگ حیات دریایی و آلودگی شیلات می‌شود.

فناوری‌های موجود برای پردازش آوار جنگ به طور قابل توجهی پیشرفت کرده‌اند، و کارخانه‌های خردایش سیار به عنوان عملی‌ترین راه حل برای سناریوهای پس از جنگ ظهور کرده‌اند. این سیستم‌ها می‌توانند مستقیماً در محل‌های آوار مستقر شوند و ویرانه‌ها را به مواد قابل استفاده مجدد تبدیل کنند و در عین حال از فاجعه زیست‌محیطی ناشی از انباشت انبوه زباله جلوگیری کنند.

دکتر زارع استاد تمام زمین شناسی با بیان اینکه شاید فوری‌ترین و فاجعه‌بارترین تهدید، وجود مقدار زیادی نفت محبوس در منطقه درگیری باشد چنین گفت: تخمین زده می‌شود که ۲۰۰۰ کشتی، از جمله حدود ۸۵ نفتکش بزرگ، در خلیج فارس گرفتار بوده‌اند. این کشتی‌ها حامل ۲۱ میلیارد لیتر نفت هستند. این موضوع به عنوان “بمب ساعتی اکولوژیکی” و “فاجعه‌ای در انتظار وقوع” توصیف می شود. عواقب یک نشت بزرگ فقط مربوط به انتشار کربن نخواهد بود؛ نفت سنگین مستقیماً حیات دریایی را نابود می‌کند، درختان حرا را می‌پوشاند، بستر دریا را خفه می‌کند و زنجیره غذایی را برای سال‌های آینده مسموم می‌کند.

جغرافیای خلیج فارس آسیب‌پذیر است. این دریا نیمه‌بسته و کم‌عمق است که تجدید کامل آب در آن دو تا پنج سال طول می‌کشد، به این معنی که هرگونه آلودگی برای مدت بسیار طولانی ادامه خواهد داشت. تنگه هرمز خود یک شگفتی محیط زیستی است. لاک‌پشت‌های دریایی و دلفین‌ها به عنوان حیواناتی که از هوا تنفس می‌کنند و مرتباً به سطح آب می‌آیند، مستقیماً توسط لکه‌های نفتی سطحی آسیب می‌بینند. مطالعات نشان می‌دهد که نشت نفت مستقیماً منجر به مرگ لاک‌پشت‌ها می‌شود.

ذخیره‌گاه زیست‌کره حرا، بزرگترین جنگل حرا در خلیج فارس، در حال حاضر با نشت مداوم از کشتی های آسیب‌دیده تهدید می‌شود. حتی اگر بمباران امروز متوقف شود، فاجعه محیط زیستی ادامه دارد. آسیب به اکوسیستم خلیج فارس یک فاجعه «آهسته» است که ممکن است از ماجرای نشت نفت در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ که دهه‌ها طول کشید- فراتر رود