حمله نظامی به 5 پتروشیمی‌ ایران در 40 روز؛ پرونده‌ فاجعه ای که باید روی میز WHO و UNEP قرار بگیرد/ شلیک به آب، خاک، هوا، شغل و سلامت یک ملت

رکنا، در جنگ‌ها معمولاً آمار کشته‌ها خبرساز می‌شود، اما گاهی فاجعه در جایی دیگر رخ می‌دهد؛ در هوا، در خاک و در آب. در هفته‌هایی که چند مجتمع بزرگ پتروشیمی ایران از ماهشهر و عسلویه تا تبریز و کنگان هدف حمله قرار گرفتند، تنها تأسیسات صنعتی نبودند که آسیب دیدند.

هزاران تُن مواد شیمیایی بالقوه خطرناک، مخازن هیدروکربنی و زیرساخت‌هایی که با اکوسیستم‌های انسانی و طبیعی درهم تنیده‌اند، ناگهان به کانون یک بحران زیست‌محیطی تبدیل شدند. انفجار در چنین مراکزی فقط شعله‌ای در افق یک شهر نیست؛ می‌تواند ابری از سموم در آسمان، زخمی ماندگار در خاک و موجی تازه از گازهای گلخانه‌ای در جو زمین باشد ، فاجعه‌ای که پیامدهای آن بسیار فراتر از میدان جنگ و حتی فراتر از مرزهای یک کشور می‌رود.به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  در فاصله تنها 40 روز از شروع حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران چند مجتمع بزرگ پتروشیمی از ماهشهر و پارس جنوبی عسلویه تا تبریز، مرودشت و کنگان هدف قرار گرفتند؛ مجموعه‌هایی که تنها کارخانه‌های تولید مواد شیمیایی نیستند، بلکه بخشی از شبکه حیاتی انرژی و صنعت در منطقه به شمار می‌آیند. حمله به چنین تأسیساتی صرفاً یک رویداد نظامی نیست؛ این اتفاق  به سرعت به یک بحران سلامت عمومی و محیط‌زیستی تبدیل می شود؛ بحرانی که پیامدهای آن از محدوده شهرهای صنعتی فراتر می‌رود و می‌تواند تا سال‌ها بر سلامت انسان‌ها، اکوسیستم‌ها و حتی روند تغییرات اقلیمی اثر بگذارد.

ابرهای سمی بر فراز مناطق صنعتی؛ هشداری برای نظام سلامت جهانی

مجتمع‌های پتروشیمی محل ذخیره و فرآوری ترکیباتی هستند که در شرایط عادی نیز تحت نظارت شدید بهداشتی قرار دارند؛ موادی مانند بنزن، تولوئن، زایلن، اتیلن و طیفی از هیدروکربن‌های فرار. در صورت انفجار یا آتش‌سوزی، این ترکیبات به سرعت وارد جو می‌شوند و می‌توانند مخلوطی از گازهای سمی و ذرات معلق خطرناک تولید کنند. بر اساس راهنماهای سازمان جهانی بهداشت (WHO)، قرار گرفتن در معرض چنین آلاینده‌هایی با افزایش خطر سرطان‌های خونی، بیماری‌های مزمن ریوی، اختلالات عصبی و مشکلات قلبی ارتباط مستقیم دارد. ذرات معلق ریز موسوم به PM2.5 که در دود ناشی از سوختن مواد پتروشیمی فراوان‌اند، می‌توانند تا صدها کیلومتر جابه‌جا شوند و حتی جمعیت‌هایی را که از محل حادثه فاصله دارند در معرض تهدید قرار دهند. از همین رو در بسیاری از دستورالعمل‌های WHO تأکید شده است که حوادث صنعتی بزرگ می‌توانند به بحران‌های منطقه‌ای سلامت عمومی تبدیل شوند.

وقتی محیط زیست اولین قربانی می‌شود

آسیب به تأسیسات پتروشیمی تنها به آلودگی هوا محدود نمی‌ماند. در بسیاری از موارد، تخریب مخازن و خطوط انتقال می‌تواند به نشت گسترده مواد شیمیایی در خاک و منابع آبی منجر شود. برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP) در گزارش‌های خود درباره حوادث صنعتی هشدار داده است که هیدروکربن‌ها و ترکیبات آروماتیک می‌توانند سال‌ها در خاک باقی بمانند و چرخه‌های زیستی را مختل کنند. در مناطق ساحلی مانند عسلویه و ماهشهر، خطر آلودگی آب‌های خلیج فارس نیز به این بحران افزوده می‌شود؛ جایی که ورود مواد نفتی و شیمیایی می‌تواند به مرگ گسترده آبزیان، تخریب زیستگاه‌های مرجانی و اختلال در زنجیره غذایی دریایی بینجامد. چنین آسیب‌هایی اغلب فراتر از یک نسل باقی می‌مانند و بازسازی آن‌ها هزینه‌های سنگین زیست‌محیطی و اقتصادی در پی دارد.

کارگران صنعت در خط مقدم بحران 

در کنار خطرات زیست‌محیطی، نیروی انسانی فعال در این مجتمع‌ها نیز در معرض پیامدهای مستقیم قرار دارد. هزاران کارگر در واحدهای پتروشیمی و صنایع وابسته فعالیت می‌کنند و بسیاری از شهرهای صنعتی ایران به این تأسیسات وابسته‌اند. تخریب زیرساخت‌ها نه‌تنها امنیت شغلی این کارگران را تهدید می‌کند، بلکه خطر تماس مستقیم با مواد شیمیایی و دودهای سمی را نیز افزایش می‌دهد. سازمان جهانی بهداشت و سازمان بین‌المللی کار بارها تأکید کرده‌اند که کارگران صنایع شیمیایی در شرایط بحران‌های صنعتی از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها محسوب می‌شوند و باید تحت حمایت‌های فوری بهداشتی و ایمنی قرار گیرند.

وظیفه نهادهای بین‌المللی 

در چارچوب حقوق بین‌الملل بشردوستانه، حملات نظامی نباید موجب آسیب «گسترده، بلندمدت و شدید» به محیط زیست شود. این اصل در پروتکل اول الحاقی کنوانسیون‌های ژنو نیز مورد تأکید قرار گرفته است. علاوه بر آن، سازمان جهانی بهداشت و برنامه محیط زیست سازمان ملل در راهنماهای مدیریت حوادث صنعتی هشدار داده‌اند که تأسیسات شیمیایی بزرگ در زمان درگیری‌های مسلحانه می‌توانند به کانون بحران‌های زیست‌محیطی تبدیل شوند و به همین دلیل نیازمند نظارت و توجه ویژه نهادهای بین‌المللی هستند. در چنین شرایطی نقش سازمان‌های جهانی در پایش پیامدهای بهداشتی و زیست‌محیطی بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند.

آلودگی‌هایی که مرز نمی‌شناسند

یکی از ویژگی‌های آلودگی‌های صنعتی، فرامرزی بودن آن‌هاست. دود و ذرات معلق ناشی از آتش‌سوزی‌های بزرگ می‌توانند با جریان‌های جوی به کشورهای همسایه منتقل شوند. در همین حال آلودگی آب‌های خلیج فارس نیز تنها یک مسئله محلی نیست و می‌تواند بر اکوسیستم دریایی کل منطقه تأثیر بگذارد. به همین دلیل نهادهای بین‌المللی محیط زیست همواره تأکید می‌کنند که حفاظت از زیرساخت‌های صنعتی پرخطر در زمان جنگ، بخشی از امنیت زیست‌محیطی جهانی محسوب می‌شود.

از آتش کارخانه‌ها تا گرمایش زمین

سوختن گسترده مواد پتروشیمی علاوه بر آلودگی فوری محیط زیست، پیامدهای اقلیمی نیز به همراه دارد. در جریان چنین آتش‌سوزی‌هایی مقادیر قابل توجهی دی‌اکسید کربن، متان و کربن سیاه وارد جو می‌شود؛ ترکیباتی که از مهم‌ترین عوامل تشدید گرمایش جهانی به شمار می‌روند. مطالعات اقلیمی نشان می‌دهد آتش‌سوزی‌های بزرگ صنعتی می‌توانند در مدت کوتاهی میلیون‌ها تن گاز گلخانه‌ای تولید کنند؛ رقمی که گاه با انتشار سالانه یک شهر متوسط برابری می‌کند. افزون بر آن، آسیب به تأسیسات می‌تواند باعث نشت طولانی‌مدت گازهای هیدروکربنی شود که اثر گرمایش آن‌ها چندین برابر دی‌اکسید کربن است.

بحرانی فراتر از میدان جنگ

آنچه در پی حمله به مجتمع‌های پتروشیمی رخ می‌دهد تنها تخریب چند تأسیسات صنعتی نیست. این حوادث می‌توانند مجموعه‌ای از بحران‌های بهداشتی، زیست‌محیطی و اجتماعی را رقم بزنند؛ از افزایش خطر بیماری‌های تنفسی و سرطان در جوامع محلی گرفته تا آلودگی خاک و دریا و افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای در مقیاس جهانی. در جهانی که مبارزه با تغییرات اقلیمی و حفاظت از سلامت عمومی به یکی از اولویت‌های اصلی سازمان‌های بین‌المللی تبدیل شده است، حوادثی از این دست یادآور این واقعیت‌اند که جنگ‌ها گاه نه فقط انسان‌ها، بلکه محیط زیست و آینده سیاره را نیز هدف قرار می‌دهند.