مقاله/بررسی زیست محیطی طرح انتقال آب دریای خزر و خلیج فارس به فلات مرکزی ایران از منظر موافقان و مخالفان طرح

 

مقاله/بررسی زیست محیطی طرح انتقال آب دریای خزر و خلیج فارس به فلات مرکزی ایران از منظر موافقان و مخالفان طرح 

ارسال کننده : زهرا ارزجانی

‫بررسی زیست محیطی طرح انتقال آب دریای خزر و خلیج فارس به فلات مرکزی ایران از منظر موافقان و مخالفان طرح‬‎ ile ilgili görsel sonucu

بررسی زیست محیطی طرح انتقال آب دریای خزر و خلیج فارس به فلات مرکزی ایران از منظر موافقان و مخالفان طرح

 

مقدمه

 

 

فلات ایران از نظر اقلیمی در منطقه خشک و کم‌باران قرار دارد به طوری که میانگین بارش درایران حدود ۲۵۰ میلیمتراست درحالی که میانگین  بارش جهانی حدود ۸۵۰ میلیمتراست که بیش ازسه برابر میران بارش در ایران است با وجود این کم‌آبی، مصرف آب در کشور 2 برابر استانداردهای تعریف شده جهانی است و از سوی دیگر هنوز کشور از نظر جمع‌آوری آب‌های سطحی با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند.

براساس پیش بینی های ناسا، ایران طی 40 سال آینده، خشک ترین دوران تاریخی خود را تجربه خواهد کرد و بر اساس گزارش های متخصصین داخلی، بیلان منفی منابع آب های زیر زمینی کشور به رقم 11 میلیارد متر مکعب نزدیک شده است در صورتی که  ساختار طبیعت و اقلیم کشور دیگر یارای جایگزین کردن این حجم آب را ندارد. در نتیجه ، حتی اگراقلیم کشور تغییر کند هم، دیگر آبخوان های این سرزمین احیا نخواهند شد و تنها سیلاب های خانمان سوز ره آورد بارندگی های شدید خواهند بود.

طبق پیش بینی‌های جهانی سال ۱۴۰۰ سرانه آب در ایران به کمتر از هزارو۴۰۰ مترمکعب برای هر فرد در سال خواهد رسید و این به معنی ورود به بحران آبی است. طبق آمارهای رسمی و به اعتقاد کارشناسان، ایران درآستانه بحران آب به سرمی برد و طی سال‌های آینده تامین آب به یکی از بزرگ ترین چالش‌های کشوردربسیاری ازاستان‌ها، شهرها ومناطق تبدیل خواهد شد.

به همین جهت راهکارهایی برای رفع مشکل کم آبی کشور  که اخیراً و احتمالاً توسط افراد غیر کارشناس و کارشناس مطرح گردیده ، انتقال آب از خلیج فارس یا دریای مازندران به فلات مرکزی و اصفهان می باشد.در این مقاله به ارزیابی طرح انتقال از  منظر موافقان و مخالفان پرداخته شده است.

از منظر مخا لفان طرح انتقال آب

این طرح به صورت جدی در اواخر سال 88 مطرح شده بود آن طرح انتقال آب را  از مازندران به سمنان و سپس به قم و کاشان و اصفهان می برد  و خط لوله دیگری برای سبزوار و بیرجند و خراسان جنوبی و یزد است  بخش دیگر این پروژه بزرگ انتقال آب دریای عمان از بندرعباس به گل گهر بود..
معصومه ابتکار ، مقام مسئول حفاظت از محیط زیست ایران قاطعانه با طرح انتقال آب خزر به فلات مرکزی مخالفت کرده است وی معتقد است که به جای طرح انتقال باید الگوی مصرف آب را اصلاح کرد و در بحث فاضلاب ها موفق بودند.مخالفان طرح معتقدند  به لحاظ زیست محیطی این طرح صددرصد باطل است
انها دو دلیل عمده را برای باطل بودن این طرح عنوان می کنند: وقتی حجم زیادی از آب از یک اکوسیستم خارج شود برای آن اکوسیستم مخاطرات اکولوژیکی ایجاد می شود. دریای خزر اکنون به اندازه کافی دارای مشکلات حاد است و اگر فشار بیشتری به آن وارد شود آینده ای بدتر از دریاچه ارومیه در انتظارش خواهد بود. معضل نمک های به جا مانده از شیرین کردن آب معضل بزرگی است که می تواند تیرخلاص را به دریای پرمشکل خزر شلیک کند. دلیل دیگر این است که دریای خزر حتی پایین تر از سطح دریای آزاد است و انتقال این آب در مسیر مشکل است. آب دریای خزر به هر نقطه ایران که انتقال داده شود مستلزم تخریب بسیار وسیع در مسیر و صرف بسیار زیاد انرژی است که هر دوی اینها باتوجه به شرایط خاص محیط زیستی شدنی نیست و فکر نکنیم هیچ گونه ارزیابی زیست محیطی هم این عمل را تایید کند. چون انرژی زیادی برای پمپاژ آب لازم است و همچنین محیط زیست مسیر انتقال اعم از جنگل و درخت و کوه تخریب می شود که اصلا جبران پذیر نیست.»
همچنین نزدیک به نیم قرن است که دولتمردان می خواهند از دریای خزر و خلیج فارس آب به کویر منتقل کنند و همواره هم متخصصین گفته اند که چه به لحاظ علمی و چه به لحاظ اقتصادی این امر مطلوب به فایده نیست. اما متاسفانه یکسری جریانات موجود هستند که از زمان توقف سدسازی ها ، الان به دنبال انتقال آب هستند. به عبارتی این داستان بیشتر به خاطر منافع شرکت ها و جریاناتی است که در پروژه های این چنینی ذینفع هستند وگرنه انتقال آب شور دریای خزر و شیرین کردن آن ، آنقدر پرهزینه است که صلاح نیست انجام شود و پول بیت المال صرف چنین پروژه های غیرعلمی با مخاطرات زیاد زیست محیطی گردد.

عده ای از منتقدین گقته اند حدود20سال پيش‌و حتي در دوران جنگ مطالعاتي براي اجراي طرح‌هاي انتقال آبي با نام كوهرنگ براي انتقال آب به دشت‌مركزي ايران از سرشاخه‌هاي كارون انجام شد. براين اساس طرح انتقال آب از طريق تونل شماره يك‌و دو كوهرنگ حدود 10سال پيش به‌بهره‌برداري رسيد؛ درحال حاضر نيز آب از طريق اين تونل‌ها انتقال داده مي‌شود.و همچنین كار ساخت سومين تونل كوهرنگ نيز حدود 10سال پيش در زمان دولت هشتم آغاز شد ولي تاكنون به بهره‌برداري نرسيده است.اما متاسفانه امروزه ميزان متوسط بارندگي  خوزستان كمتر از گذشته شده ‌و با توجه به افزايش جمعيت و همچنين نياز روزافرون كشور به توليد برق از طريق سدهاي مهم استان نياز امروز خوزستان بيش از گذشته شده‌و اين موضوع نشان دهنده لزوم تنظيم هرچه بيشتر آب رودخانه‌هاي خوزستان براي جبران افزايش نياز است. حال اگر آب خوزستان از سرشاخه‌ها به دشت مركزي كشور انتقال داده‌شود، ديگر از نيروگاه‌ها عبور نمي‌كند از اين طريق نه‌تنها آب كشاورزي‌و شيلات محدود مي‌شود بلكه از توليد برق هم به نوعي محروم خواهد شد  .اين امر نه تنها توجيه فني‌و اقتصادي بلكه توجيه اجتماعي نيز ندارد.

از منظر موافقان طرح انتقال آب

طرح بزرگ انتقال آب از خلیج فارس یا دریای مازندران به فلات مرکزی و اصفهان هنوز در هزارتوی قانونی و جدل بین مخالفین و موافقین گیر کرده است. از یک سو نیاز ساکنین یک کشور خشک چشم را به شیرین کردن آب های شور جلب می کند و از سوی دیگر خاطره تلخ دریاچه ارومیه ترس را در دل دوستداران محیط زیست این مرز و بوم انداخته است. انتقال آب در بین فعالان و کارشناسان محیط زیست با اکثریت مخالف روبرو است و اقلیت موافق در بین مدیران اما تمایل بیشتری برای اجرای این طرح وجود دارد. موافقین  طرح انتقال آب  را آخرین راه حل می دانند وقتی منبعی برای تامین آب بشریت نداریم ، وقتی رودخانه ای در کشور باقی نمانده است ، وقتی که هیچ کس صرفه جویی نمی کند ، آب بازچرخه نمی شود ، الگوی مصرف اصلاح نمی شود دیگر چاره ای نمی ماند که آب دریاهایمان را شیرین کنیم.موافقین  طرح انتقال آب معتقدند   درباره مشکل تخریب محیط زیست در مسیر لوله کشی ،  بایستی لوله کشی از کنار جاده ها کشیده شود که تبعات محیط زیستی ندارد. حتی اگر قرار باشد یک کریدور جدید برای انتقال لوله آب احداث شود باید و حتما باید براساس معیارهای زیست محیطی باشد. درباره مساله خطر نمک هم،  آب باید در کنار دریا شیرین شود نه اینکه آب شور را ببرند و در منطقه محل انتقال شیرین کنند. اینکه می گویند دریای خزر صدمه می بیند بایدگفت که دریای خزر همین الان با پساب های فاضلاب و کارخانجات از بین رفته است اما مطئمن باشید که با این طرح از بین نمی رودچون نمک برجا مانده اختلاطش با آب کم است و به عمق آب می روددونیز انتخاب آب شیرین کن ها می بایست با دقت و حساسیت زیادی انجام شود. یعنی باید در جایی که کمترین حساسیت را دارد دستگاه ها را مستقر کرد. در عین حال سطح آب دریای خزر درحال بالا آمدن است. با ذوب شدن برف ها و گرم شدن زمین هم آب دریای خزر بالاتر می آید. حال این بالا آمدن آب باید کنترل شود. آیا بهتر است میلیاردها تومان هزینه کنیم و جلوی پیشروی آب دریای خزر را با دیوار کشی بگیریم یا آب اضافی را برای 50 سال آینده شیرین کنیم. کاری که شاید فقط 50 سانتی متر از سطح دریای خزر را پایین ببرد.
موافقین طرح  همچنین درباره مخالفت شدید اکثریت فعالان محیط زیست خاطرنشان می کنند:« الان جوی در کشور ایجاد شده که اکثرا بدون مطالعه با انتقال آب مخالفت می کنند. اما اگر آب دریای خزر را با مطالعه دقیق و رعایت تمام جوانب محیط زیستی به مناطق خشک و کویری انتقال دهیم بحران کم آبی را تا حدودی حل خواهیم کرد. نه تنها دریای خزر که آب دریای عمان هم برای این کار مناسب است. به یاد داشته باشیم که عربستان سعودی اکنون آب دریایش را شیرین می کند و با آن آب ، محصولات کشاورزی تولید می کند و به ایران صادر می کند و ما هم چند سال است که خیار و گوجه عربستان را وارد می کنیم                                                                                                                                                                                      .

اما یکی  از دغدغه‌های انتقال آب از دریای خزر این است که این دریا بین ۵ کشور روسیه، قزاقستان، ترکمنستان، ایران و آذربایجان مشترک می‌باشد و به گفته برخی کار‌شناسان انتقال آب این دریا توسط یکی از این کشور‌ها می‌تواند با اعتراض کشورهای دیگر روبه رو شود. در این زمینه برخی نیز نگران لاینحل ماندن رژیم حقوقی دریای خزر هستند. ولی مهندس «علی خیاط خلقی» طراح طرح انتقال آب دریای خزر به کویرهای ایران می‌گوید: با اتفاقی که برای دریای خزر در حال وقوع است و سطح آب آن در حال بالا رفتن است، خیلی از کشورهای همسایه باید به فکر تخلیه آب باشند.
وی می‌افزاید: عواملی چون گرم شدن کره زمین به دلیل تخریب لایه ازن و افزایش گازهای گلخانه‌ای سبب شده است توده‌های یخی قطب شمال و اقیانوس منجمد شمالی شروع به ذوب شدن کند؛ از این رو حجم ورودی آب به دریای خزر در حال افزایش است و این امر ممکن است خطراتی را برای این کشورهای حوزه دریای خزر ایجاد کند. لذا آن‌ها هم در تلاش هستند تا آب‌های سرریز را به نحوی منتقل کنند.

نتیجه گیری

داشتن آب و خاک سالم مهم ترین شاخص محیط زیست رو به کیفیت، و از پر اهمیت ترین منابع پایه کشاورزی محسوب می شود که زیستمندان ادوار کهن فلات ایران به درستی پی به مواهب آن برده و با انجام کشت دیم و ایجاد سیستم قنات و آبخوان داری و…، بهترین مدیریت منابع آب را در سرزمین های خشک ایران اعمال می کردند، اما حالا از این شیوه مدیریت حفاظتی منابع آب سالهاست که دور مانده ایم و کشور را تبدیل به یکی از بحرانی ترین مناطق در خصوص منابع آب و خاک در زیستکره کرده ایم. بنابراین متولیان و مدیران منابع پایه کشور و همچنین مردم، برای برون رفت از بحران کم آبی، چاره ای جز شناخت پیشینه تجارب مدیریت منابع آب و خاک کشور که توسط گذشتکان و با تکیه بر دانش اکولوژی اعمال شده ندارند تا شاید با بکار بستن این روش ها بتوان تا حدودی کمیت و کیفیت منابع آب کشور را در این شرایط بحرانی کنترل کرد. لذا باید در چنین شرایطی به فکر فرهنگ‌سازی بود و این موضوع تنها راهکار حل بحران آبی است. در خصوص فرهنگ سازی دربحث آب باید گفت که هیچ کار ضرب الاجلی نمی توان انجام داد و تعجیل در امور به ما ضربه خواهد زد لذا باید برای تمام کارها بررسی های لازم صورت بگیرد و تمام ابعاد فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی وسیاسی لحاظ شود.

 

 

گردآوری و تنظیم: دکتر زهرا ارزجانی

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.